تبلیغات
دانلود نوحه و مداحی

سریال علی البدل با لینک پر سرعت

جمعه 10 اردیبهشت 1395 10:04 ب.ظ

 

سریال علی البدل به کارگردانی سیروس مقدم و تهیه‌کنندگی الهام غفوری
و با طرحی از محسن تنابنده مراحل انتخاب بازیگران و لوکیشن را پشت سر می‌گذارد

Serial%20Alal%20Badal دانلود سریال علی البدل

در خلاصه داستان این سریال آمده است که من علی البدل هستم ، فرعی ، رزرو و جانشین عضو اصلی ؛ حرف نزنم میگن مگه لالی ، حرف بزنم میگن حق رای نداری . خلاصه هم هستم هم نیستم.

سریال «علی البدل» قرار است که ازاوایل هفته آینده در تهران کلید بخورد.

دانلود سریال علی البدل

محسن تنابنده، مهدی فخیم‌زاده، هادی کاظمی، مهدی هاشمی، احمد مهرانفر، ناهید مسلمی، محمود جعفری، هومن حاجی عبدالهی، حسین محب اهری، سمانه پاکدل، مهسا باقری، هدیه آزاده و فروغ قجایگلی از بازیگران این سریال هستند.


 

متن آهنگ کاش بتونی آرشاوین

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 01:17 ق.ظ

 

متن آهنگ کاش بتونی آرشاوین

  • متن آهنگ کاش بتونی آرشاوین

    متن آهنگ کاش بتونی آرشاوین
    Lyrics Music Arshavin Kash Betooni

    متن آهنگ کاش بتونی آرشاوین

    ترانه و شعر آهنگ کاش بتونی آرشاوین
    عذابه بی تو عذاب عادته من شده قرصایه خواب
    خیلی وقته رفتی و شکسته شدم زل نمیزنم تو آینه به خودم
    کاش یکی حس کنه دردمو که دله من چقدر تنهاست
    کاش میشد یه روز ببنیم تو رو حتی اگه دلت منو نخواست
    کاش بتونی پیشم بمونی پیر شدم تو اوجه جوونی
    کاشکی خودت رو برسونی دل دوباره آروم نداره
    کی منو میتونه جز تو آروم کنه با یه اشاره
    تکست آهنگ کاش بتونی آرشاوین
    کاش یکی حس کنه دردمو که دله من چقدر تنهاست
    کاش میشد یه روزی ببینم تو رو حتی اگه دلت منو نخواست
    کاش بتونی پیشم بمونی پیر شدم تو اوجه جوونی
    کاشکی خودت رو برسونی دل دوباره آروم نداره
    کی منو میتونه جز تو آروم کنه با یه اشاره
    کاش بتونی پیشم بمونی پیر شدم تو اوجه جوونی
    کاشکی خودت رو برسونی دل دوباره آروم نداره
    کی منو میتونه جز تو آروم کنه با یه اشاره

    **

    دانلود آهنگ جدید آرشاوین کاش بتونی


 

اس ام اس خنده دار و طنز فروردین ماه

یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 01:48 ب.ظ

 

اس ام اس خنده دار و طنز فروردین ماه

  • اس ام اس خنده دار و طنز فروردین ماه

    ………………………………………………………………………

    سلام به اون شاخایی که قراره گوشیاشونو اول مهر تحویل بدن به مامانی

    اودافظ

    ***

    ازین پس شاهد دو تیپ دختر در خیابان خواهیم بود:

    ۱-دخترهایی که از حراجی تابستان صندل و پانچو خریدند و اصرار دارند هوا هنوز گرم است

    ۲-دخترهایی که از حراجی زمستان پارسال پالتو و بوت خریدند و اصرار دارند هوا سرد شده

    ***

    ﺁﯾﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ؟

    ﺁﯾﺎ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﯾﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺣﻼﻝ ﻣﯿﮕﺮﺩﯾﺪ؟

    ﺁﯾﺎ ﺗﺮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ؟

    .
    .
    .

    ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﻫﯿﺄﺕ ﺑﺎ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ ﭼﺎﯾﯽ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ

    ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻫﺮ ﺁﯾﻨﺪﺗﺎﻥ ﺷﻤﺎﺭﺍ ﺑﭙﺴﻨﺪﺩ. . .

    ﻭﻋﺪﻩ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﺎ : ﻣﺤﺮﻡ ، ﺭﻭﺿﻪ ﺃﻗﺪﺱ ﺧﺎﻧﻮﻡ

    **اس ام اس خنده دار**

    میگن آهنگای امیر تتلو یه قطع نخاع رو شفا داده

    یارو از رو ویلچر بلند شده و ضبط و خاموش کرده =))

    ***

    ﻧﺮﮔﺲ : ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﻣﻦ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ

    ﻣﺮﯾﻢ : ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺷﺎﺧﻪ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺑﺮﻕ

    ﻧﺮﮔﺲ : ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﯼ ﻣﺮﯾﻢ ﺗﻮ ﻣﺦ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ !

    ***

    آموزش عشق بازی :
    نامزدت را بغل میکنی و فشار میدی اونم تو را فشار میده!

    تو فشار، اون فشار، تو فشار، اون فشار …

    هر کی گوزید باخته

    ***

    تلگرام هم فضای جالبی داره

    قیمت پراید صفر اونجا الان ۷ میلیونه و دو قدم مانده تا پیروزی نهایی

    ***

    تو خارج وقتی تصادف منجر به زخمی شدن یه نفر میشه

    اولین حرفی که میزنن : یه آمبولانس خبر کنید !!!

    حالا تو ایران اولین حرفشون : ماشین بیمه داره ؟؟؟

    ***

    حکیمی را گفتند …

    زن و بچشو نگفتن!!!

    انقد ناراحت ششششششششد خدایی!!!

    خوب زشته دیگه همه رو با هم دعوت کنید

    ***

    بچه هه روی شکم باباش میشینه میگه بابا چقد شکمت گنده ست چی توشه؟

    باباهه که اعصابش خرد بوده میگه گوهه بابا گوه!

    بچه هه با تعجب نگاش میکنه میگه:

    واقعا ؟!

    خب بابایی چرا اینهمه گوه خوردی؟؟!!

    ***

    به یه درجه ای از انحراف رسیدم

    که اگه یخورده دیگه منحرف شم برمیگردم به راه راست دوباره

    ** اس ام اس خنده دار**

    به درجه ای از تنهایی رسیدم که خودم بازوی خودمو گاز میگیرم

    به خودم میگم نکن توله سگ جاش میمونه

    ***

    یه سلام دارم به اونایی که فکر میکنن

    اگه یه چیزو بفرستن به چند تا گروه براشون باز میشه

    سلام بدبخت ابله

    ***

    صبح تو تاکسی یکی لباس چارخونه قرمز پوشیده ‌بود پیاده که شد در رو محکم بست

    راننده سرشو اورد بیرون گفت:

    مرتیکه رومیزی

    ***

    رفته بودم قصابی ، خیلی هم شلوغ بود

    قصابه ، گوشت هرکی آماده میشداینجوری صداش میزد:

    گوساله کی بود ؟؟

    گوسفند بیا جلو !

    به یکی هم گفت: تو گوسفندی؟؟

    گفت نه اقا من گاوم

    خوشبختانه من جیگر خواسته بودم

    گفت جیگر بیاد جلو

    ***

    مثانه چیست ؟

    مثانه وسیله ایست در بدن، منتظره آدم دراز بکشه

    پتو خوب گرم بشه، چشم محوه خواب شه، بعد یهوو….

    اعلام تکمیل ظرفیت کنه

    **اس ام اس های خنده دار**

    جدید ترین روش درمان افسردگی در خانم ها …

    بله درست حدس زدید …

    پاساژ درمانی بهترین روش درمان بسیاری از درد های بی درمان

    ***

    خونه ما به قدری پشه مشه و حشرات موزی داره

    که نشنال جعوگرافیک بیاد اینجا حداقل ده تا موجود ناشناخته به جهان معرفی میکنه

    ***

    شامپو تخم سگ پرژک

    مخصوص کودکان وحشی

    ***

    هوا دو نفرس …

    ولی باز ما سه نفره داریم میریم بیرون …

    خواهر عنش همیشه آویزونه !!

    ***

    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺮﮐﺰ ﺧﻮﻥ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﺧﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ

    ﺩﻭ ﮐﯿﺴﻪ ﺧﻮﻥ ﺑِﻬﻢ ﺯﺩﻥ، ﺗﺎ ﺑِﻪ ﻫﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻡ .

    ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻨﻮﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍﺕ ﻧﺸﻪ عوضی!

    ***

    زرافه ها بخوان بغضشون قورت بدن یه سال طول میکشه

    ***

    ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺧﻨﮓ ﭘﺎﻧﺘﻮﻣﯿﻢ ﺑﺎﺯی نکنید

    ﺍﻣﺸﺐ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﯾﻨﻢ ﻭ ﺑﻤﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﻡ ﺗﺎ

    ﻭﺍﮊﻩ ﺍﻧﻔﻮﺭﻣﺎﺗﯿﮏ ﺭﻭ ﺑﻔﻬﻤﻦ

    ***

    شما سه هزار میلیارد تومن اختلاس کنی بری کانادا

    باز لذتش به پای دزدین یه کتلت از پای گاز نمیرسه

    **اس ام اس های خنده دار**

    با یه دختره دوس شدم، انقد راجع به دوس پسر قبلیش و خاطراتشون باهام حرف زد

    منم دلم واسه پسره تنگ شد!!

    داداش چرا رفتی آخه؟؟

    ***

    یه اصلی تو موزیک لس‌آنجلسی هست که میگه:

    نگران نباش، تو خواننده میشی

    حالا یا صداشُ داری

    یا دامن دخترای تو کلیپتُ کوتاه‌تر میکنیم

    ***

    خواهر برادر کوچیکتر ندارین نصف عمرتون بر فناست

    خیلى حال میده میگى برو آب بیار

    البته منم ندارم ولى داداشم معلوم بود حال میکنه

    ***

    زن وشوهر با هم دعوا میکنن

    مرده زنگ میزنه به مادرش میگه:

    مامان من میخوام زنمو تنبیه کنم چند روزی میام خونتون

    مامانش میگه : نه پسرم زنت به یه تنبیه بزرگتر نیاز داره!

    من میام خونتون!

    ***

    آیا میدانستید خرس های قطبی چون سفید هستند نمیتونن برن ختم
    فقط میتونن تو شادیاتون جبران کنن

    تا اکتشافات بعدی خدا یارو نگهدارتون

    ***

    ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻠﻤﻮﻧﯽ … ﯾﺎﺭﻭ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ
    ﮔﻔﺘﻪ ﺑﯿﺎ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻠﺘﻢ ﺑﺰﻧﻢ !!

    ***

    رجب طیب اردوغان ، جبران خلیل جبران با احمد داود اغلو

    سوار تاکسی میشن راننده ۹ نفر حساب میکنه

    ***

    ﺁﺭﺍﻳﺸﮕﺎﻩِ ﻣﺤﻞ ﻣﺎ، ﺩﺭ ﻭ ﺩﻳﻮﺍﺭﺵ ﭘﺮ ﻋﮑﺲ ﺩﻳﻮﻳﺪ

    ﺑﮑﻬﺎﻡ ﻭ ﮐﺮﻳﺴﺘﻴﻦ ﺭﻭﻧﺎﻟﺪﻭ ﻭ ﻓﺮﻧﺎﻧﺪﻭ ﺗﻮﺭسه

    ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﻴﺸﻴﻨﻢ ، ﻣﻮﻫﺎﻣﻮ ﻣﺪﻝ فری سگ دست ﻣﻴﺰﻧﻪ!

    ***

    ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﮑﯿﻤﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﯼ ﺣﮑﯿﻢ !

    ﭼﺮﺍ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﯾﮏ ﮔﻞ ﺭﺯ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﺮﺩﺍ

    ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ؟

    ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺯﻧﺪﻩ

    ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ؟

    ﺣﮑﯿﻢ ﮔﻔﺖ : ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻡ تو تلگرام بفرستش

    **اس ام اس های خنده دار**

    خندیدن دختران

    در خارج : یه ذره لپاش سرخ میشه با یه لبخند کوچیک ، بعدشم ساکت میشه

    در ایران :

    ههههههههههههه

    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

    رکوع

    سجده

    قیام

    گوز

    بهم خوردن موها

    اشک

    آخرشم جیغ میکشه : واااااای جیشم گرفت

    ***

    ﺁﻗﺎ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺳﺮ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﺎﺷﯽ

    ﻫﯿﭻ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺍﺻﻦ ﺣﻘﺘﻪ

    ﻭﻟﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﺷﻐﺎﻟﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺎ ﺷﺎﺷﺖ ﻫﺪﺍیت ﮐﻨﯽ ﺳﻤﺖ ﭼﺎﻩ

    ﺍﺻﻦ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ

    ﺑﮑﺎﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺱ ﺩﺍﺩﺍﺵ

    ﻣﻤﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﺣﺲ ﻣﺴﻮﻭﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮﯾﺖ

    ***

    تعدادی استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اونا رو توی یک هواپیما

    نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که:

    این هواپیما ساخت دانشجوهای شما ست ..!

    وقتی اساتید این خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن!

    همه رفتن به سمت در خروجی جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود ..!

    پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی

    استاد با خونسردی گفت :

    اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای من باشه عمرا اگه روشن بشه

    ***

    ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ :

    ﺑﭽﻪ ﻫﺎ X ﺭﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﯾﺪ؟

    ﻧﺎﺯﯼ : ۲۳٫۵

    ﮔﻠﯽ : ۲۳٫۵

    ﻣﻬﻨﺎﺯ : ۲۳٫۵۴

    ﭘﺴﺮﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ :

    ﺑﭽﻪ ﻫﺎ X ﺭﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﯾﺪ؟

    ﻏﻼﻡ: ۱۰۰۰

    ﯾﻮﺳﻒ: ۶۰

    ﻣﺤﻤﻮﺩ: ۱۳۸-

    ممد: x داشتیم مگه ؟

    جعفر : حاجی مگه اون ضربدر نبود ؟؟

    عاشق این جعفرم

    ** اس ام اس های خنده دار**

    ﺯﻧﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ :

    ﺩﻟﯿﻞ ﻧﺮﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺖ ﭼﯿﺴﺖ ؟

    ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :

    ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮﻓﺎ ﺍﺯ ﺭﺑﯿﻊ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﻢ

    ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﮔﻔﺖ :

    ﺍﯾﻦ ﻣﺎﯾﻊ ﺭﺑﯿﻊ ﺭﻭﮐﺠﺎ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻨﺪ

    ﺯﻧﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺭﺑﯿﻊ ﺷﻮﻫﺮﻣﻪ

    ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺭﺑﯿﻊ ﺩﺳﺖ ﺑﺰﻧﯿﺪ

    ***

    تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسیدکجا درس میخونی ؟

    گفتم گرگان مادرجون

    گفت: کرمان ؟

    گفتم: نه گرگان

    گفت: کجای کرمان

    گفتم: نه گرگان

    گفت: گفتی کجای کرمان؟

    دیدم زشته تو اتوبوس صدامو ببرم بالا گفتم: اره کرمان

    گفت: پس گوه میخوری هی میگی گرگان !!!

    ***

    تو فیلم عروسی هیچ جا نیستی ها

    ولی دوثانیه که داری در ماس موسیرو لیس میزنی

    با ١٧ تا افکت و صحنه آهسته و … عکست افتاده

    ***

    از دوستانی که واسه شغل و مغازشون کارت چاپ میکنن

    خواهشمندم از کارت های نازک استفاده کنن که راحت بره لای دندون

    **اس ام اس های خنده دار**

    دختره یه عکس با آرایش و لباس مجلسی و کفش پاشنه بلند گذاشته تلگرام

    نوشته همین الان ازخواب بیدار شدم

    وقتی میگید شبت شیک اینجوری میشه دیگه

    ***

    دخترا:

    مامان این لباسم قشنگه:

    -آره خیلی قشنگه

    -دروغ نگو مامان قشنگ نیست

    آجی جونم این لباسم قشنگه؟

    -آره عزیزم خیلی خوشکله.

    -تورو خدا؟؟؟ دروغ میگید. نه قشنگ نیست

    پسرا:

    داداش این تیپم قشنگه؟

    -نه حاجی ناموسن این تیپ بهت نمیاد عوضش کن

    -گوه نخور توچه میفهمى تیپ چیه؟؟ همینو میپوشم

    ***

    پسرها بعد ۱۰ دقیقه به تفاهم میرسند که روز جمعه برای تفریح کجا برن

    دخترها بعد ۴ ساعت بحث ،تفریحشون لغو میشه

    چون الهه به نسترن گفت : خرس

    ***

    آقا بخدا خسته شدیم

    از بس گفتن این پیامو به ۸ نفر بفرست خبر خوشی میرسه و کوفت و زهرمار …

    فقط ملتو اسکل میکنن

    توروخدا دیگه این کارو نکنین

    خواهشا

    این پیامو به ۸ نفر بفرستین که همه درجریان قرار بگیرن …

    ***

    امروز از بس گفتم خدا شکرت

    خدا یدونه محکم زد پسه کلم گفت کم تیکه بنداز میمون

    ***

    زنه هرشب که ازخواب پامیشده میدیده صورتش خیسه

    باخودش فک میکرده شوهرش میبوستش

    یه شب باخودش قرارمیزاره بیداربمونه بببینه شوهرش چیکارمیکنه

    میبینه شوهرش عکس آنجلیناجولی رو نگاه میکنه

    تف میکنه توصورت زنش میگه اینم زنه توام زنی !!

    ***

    یه انار با مامانش میره بیرون

    وسط راه به مامانش میگه : مامان ؟!

    مامانش میگه چیه حتما آب انار داری ؟؟

    میگه نه، رب انار دارم

    ***

    ایرانیه میره پاریس میبینه یه مردی به زنش میگه اون خورشیدو میبینی؟

    زنه میگه آره

    فرانسویه به زنش میگه تو واسم مثل اونی

    مرد ایرانی میاد ایران میگه بذار زنمو خوشحال کنم

    به زنش میگه تو اون خورشیدو میبینی

    زنش میگه پ نه پ مثه ننت کورم !

    ینی آدم بغض گلوشو میگیره وقتی این همه محبت رو میبینه …

    ***

    یارو میره جهنم واسه اینکه لج خدارو در بیاره

    هر بار که شیطون رد میشه داد میزنه داداش فدایی داری

    ***

    عاشق شعر ابی هستم که میگه

    دوستت دارم تا پای جون … میخوای بمون میخوای نمون …

    یه “به درک” خاصی تو شعرش داره

    **اس ام اس های خنده دار**

    ﻣﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎﻳﺪ:

    ﻗﺪ ﺑﺎﻻﻱ ۱۸۵

    ﭘﻮﻟﺪﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺭ

    ﺍﺷﭙﺰﻳﺶ ok

    ﻇﺮﻓﺎ ﺭﻭ ﻣﺮﺗﺐ ﺑﺸﻮﺭﻩ

    ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﺑﮕﻪ ﻫﺮﭼﻲ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺑﮕﻪ !

    ﺩﺧﺘﺮﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﻣﻮﺍﻓﻘﻴﻴﻴﻴﺪ؟؟؟؟؟؟

    ﺗﺎ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﻫﻤﺘﻮﻥ ﺭﻭﺑﻪ ﺧﺪﺍﻣﯿﺴﭙﺎﺭﻡ

    ***

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺰﺧﺮﻑ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ تو مهمونی

    ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺩﺍﻟﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ

    ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﻪ

    ﺗﻤﻮﻡ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺮﮔﺖ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﻩ

    ***

    شما گردش حسابت کم باشه عمرن موسسه مالی اعتباری عسگریه هم بهت اسمس بده

    از دخترهای الان و مادرهای آینده دیگه چه انتظارات بیخودی دارید شماها!

    ***

    یکی از ویژگیهای دخترای امروزی اینه که

    آب دوغ خیار هم درست کنن میسوزه!

    ***

    عروس رفته تو گوشی مادر شوهرش

    اسم خودشو همراه اول ذخیره کرده

    حالا هر روز به مادرشوهرش پیامک میده که

    «با عروس خود مهربان باشید و به او نیکی کنید

    باشد که رستگار شوید و عذاب الهی شامل حالتان نشود…»

    ***

    سه تا برادر می خواستن مرغداری بزنن

    یکی شون لجباز بوده

    بهش می گن: تو شریک نیستی!

    میگه: به ارواح عمه اگه شریکم نکنین پرورش روباه میزنم بغلش!

    ***

    علت طولانی بودن صحبت خانم ها

    حنانه رو میشناسی خواهر فاطمه دختر خاله نوره

    که میشه زن پدر شوهر مریم دختر نسرین

    خواهر محمد پسر اشرف همسایه سپیده دختر منیره !

    نه نمیشناسمش…!!

    ای بابا حنانه که دیدیمش تو عروسی ندا دختر محمد که باباش میشه دایی منیره

    و خواهرش پسر عمشونو گرفته مادربزرگش و مادربزگ ساره دختر کلثوم میشن دختر خاله

    اهاااا چش شده ؟؟

    لاغر شده

    ***

    در عجبم از رفیقم

    که چیز برگر دوبل و سیب زمینی سرخ کردش رو با نوشابه رژیمی میخوره

  •  

    دانلود آلبوم جدید حمید عسکری دیوونه وار

    جمعه 27 فروردین 1395 11:24 ب.ظ

     

    دانلود آلبوم جدید حمید عسکری دیوونه وار

    و بلاخره پس از مدت ها سکوت ، دانلود آلبوم جدید حمید عسکری بنام دیوونه وار با بهترین کیفیت و لینک مستقیم و رایگان

    Download New Album Hamid Askari – Divone Var Whit Text On Saba-Music

    پخش اولین بار 30 فروردین ماه

    اینستاگرام حمید عسکری :

    • سلام دوستان. البوم دیوونه وار ٣٠ فروردین منتشر میشه. از همه عوامل تولید مخصوصا شهاب اكبرى كه برادرانه در كنارم بود ممنونم. و از همه شما عزیزانم كه همه انرژیم از انرژى مثبت شماست. هیشكى مث من شمارو دوست نداره

    دانلود آلبوم دیوونه وار از حمید عسکری


    برچسب ها: دانلود ، آلبوم جدید ، حمید عسکری ، دیوونه وار ،
     

    نورون‌های مغزی عامل انتقال احساسات افراد

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:35 ب.ظ

     
    مغز انسان یک اندام پیچیده‌ای است که در آن سلول‌ها به طور مدوام با یکدیگر در ارتباط بوده و به وسیله نورون‌ها توانایی پردازش افکار و احساسات بسیاری را در ما ایجاد می‌کنند.  دانشمندان معتقدند همه اختلالات مغزی از جمله افسردگی، اعتیاد و اختلال استرس پس از سانحه ممکن است آلزایمر را به همراه بیاورد.   بر اساس گفته دانشمندان همکاری سلول‌های درون آمیگدال، منطقه احساسات مغز ما را افزایش می‌دهد و این کار سبب افزایش توانایی‌های افراد می‌شود.   دانشمندان می‌گویند: سلول‌های عصبی در آمیگدال خطوط موازی را برای حمل اطلاعات به سلول‌های دیگر تشکیل می‌دهند و این سلول‌ها احساسات عاطفی ناشی از تجربیات گذشته را به خاطر افراد می‌آورند همچنین در این بین نورون‌ها مسئولیتی مهم در انجام این امر را بر عهده دارند.   دکتر کی تای در این رابطه می‌گوید: سلول‌های آمیگدال نقشی اساسی در انتقال احساسات مثبت و منفی افراد داشته و محرک‌ها با توجه به قرارگیری در موقعیت مختلف واکنش خاصی را نشان می‌دهند.   گفتنی است دانشمندان با آزمایش بر روی سلول‌های مغزی موش دریافتند که یک پروتئین حساس با نور در اثر ارتباط با نوکلئوس فعالیت‌های الکتریکی در هر گره مغزی را انجام می‌دهد.

     

    اگر هر شب در ساعت معینی از خواب می‌پرید، بخوانید

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:35 ب.ظ

     
    بسیاری افراد از این مشکل شکایت دارند که شب‌ها سر ساعتی از خواب می‌پرند و دیگر به خواب نمی‌روند و معمولا این اتفاق وسط خواب و در میانه‌های شب اتفاق می افتد مثل اینکه ساعتی پنهان زنگ می‌زند و آن‌ها را بیدار می‌کند.  محققان بر این باروند که این اختلال در خواب می‌تواند به این علت اتفاق بیفتد که بدن شما می‌خواهد به شما چیزی بگوید و یا توجه شما را به نیازی جلب کند. در واقع انرژی موجود در بدن شما از طریق درگاه‌هایی در حال حرکت است و ممکن است شما حتی از آن آگاهی نداشته باشید و گاهی این انرژی نتواند به خوبی در بدن شما جابه‌جا شود.   مطالعه‌ای جدید نشان داده است که بیدار شدن از خواب میان ساعت 3 تا 5 صبح می‌تواند نشانه نوعی بیداری روحی و روانی باشد. نتیجه این مطالعه نشان داده است که بیدار شدن طی شب می‌تواند نشانگر این باشد که انرژی برخی قسمت‌های بدن شما مسدود یا ضعیف شده است و شما باید این مشکل را برطرف کنید.    ممکن است این مشکل به علت خستگی، نگرانی، استرس و حتی عدم داشتن فعالیت بدنی کافی یا پیروی نکردن از برنامه غذایی مناسبی بوجود آید.   نکته جالب این است که آن زمان که شما در نیمه‌های شب از خواب بیدار می‌شوید در واقع در حالتی میان خواب و بیداری قرار دارید به همین علت ممکن است پس از چند دقیقه به طور مجدد به خواب روید. توصیه می‌شود که در این زمان به انجام کارهای مهم یا تصمیم‌گیری‌های باارزش نپردازید زیرا آن قسمت از مغزتان که وظیفه تصمیم‌گیری‌های مهم را بر عهده دارد عملکردی ضعیف خواهد داشت. - منبع: Healthy Food Team          

     

    فواید اعجاب‌انگیز تماشای مسابقات ورزشی

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:35 ب.ظ

     
    تحقیقات پژوهشگران دانشگاه مونترال نشان می دهد افراد در اثر تماشای مسابقات ورزشی می‌توانند سطح عملکرد ورزشی خود را بهبود بخشند.  نتایج تحقیقات همسو همچنین نشان داده است مشاهده مسابقات ورزشی می‌تواند به تنظیم عملکرد مغز برای جلوگیری از انجام خطا و یادگیری ناخودآگاه بهترین شیوه‌های بازی منجر شود.   محققان نتایج مثبت تماشای مسابقات ورزشی بر بهبود عملکرد ورزشی را در بازی‌های گلف و فوتبال به وضوح مشاهده کرده‌اند.   پژوهشگران بر این اساس به والدین توصیه می‌کنند در یک بازه زمانی تنظیم شده به فرزندان خود که علاقه‌مند به انجام ورزش هستند اجازه تماشای مسابقات ورزشی دلخواه خود را بدهند زیرا در این حالت توان ورزشی و عملکرد ورزشی آنها ارتقا پیدا می‌کند.   علاوه بر تماشای مسابقات ورزشی، انجام بازی‌های رایانه‌ای و چند رسانه‌ای که به ورزشی ویژه می‌پردازد نیز می‌تواند تا حدی باعث یادگیری راهکارهای جدید در انجام ورزش بویژه در نوآموزان شود.   کارشناسان اعتقاد دارند یادگیری ورزش نیاز به فعالیت همزمان چند حس از حواس پنجگانه انسان و نیز هماهنگی با مغز دارد و علاوه بر تمرین فیزیکی، مطالعه قوانین، فاکتورهای فیزیکی و وراثتی  نیز می‌توانند در بهبود آن موثر باشند. - منبع: دیلی میل  

     

    از رنجی که بیماران اسکیزوفرن می‌کشند

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:35 ب.ظ

     
    همیشه اداره سلامت روان وزارت بهداشت مهجور بوده و کمترین بودجه را داشته. هر چند از زمان آقای هاشمی، وزیر بهداشت دولت یازدهم، در بحث هدفمندی یارانه‌های بخش بهداشت تغییراتی داده شده اما اینها به انگ‌زدایی کمک نمی‌کند. از سوی دیگر سازمان بهزیستی که متولی بیماری‌های سلامت روان است نگرش و کارآیی مناسبی نسبت به این بیماری‌ها ندارد. انگ در دل همان جا هم هست، حتی پرسنل هم درباره بیماران اعصاب و روان آموزش ندیده‌اند. انگار خودشان هم نمی‌دانند باید با این بیماران چه کنند. مثلاً می‌گویند تا زمانی که مریض بستری نشده برایش پرونده تشکیل نمی‌دهیم. این غلط است. چون ممکن است خانواده‌ای از جانش مایه بگذارد و بیمارش را بستری نکند.به گزارش روزنامه ایران، «گل گلدون من شکسته در باد...» گروه سرود با هم این آواز را می‌خوانند. «تو بیا تا دلم نکرده فریاد...» مهرداد با دستش به فیلمی که از لب تاپ پخش می‌شود اشاره می‌کند:« اینجایش را گوش کن! صدای من را قشنگ می‌شنوی، صدایم تنور است. توی آن همه صدا معلوم است.» راست می‌گوید صدایش در میان اعضای گروه سرود کاملاً مشخص است. «من شدم رودخونه، دلم یه مرداب...» مهرداد عضو گروه سرود انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا هم هست. مثل خیلی‌های دیگر که اینجا هستند. روزها دور هم جمع می‌شوند؛ زبان می‌خوانند، در کلاس‌های موسیقی و گروه درمانی شرکت می‌کنند و... اسم واقعی‌اش مهرداد نیست اما از ما می‌خواهد اینجا اسم اصلی‌اش را نیاوریم و به انتخاب خودش مهرداد می‌نامیمش. 29 ساله است جوان و مغرور: «می‌دانی که بعضی‌ها درباره ما چطور فکر می‌کنند. این بیماری مزمن اذیت زیاد دارد، گاهی آدم را از این شاخه به آن شاخه می‌برد. از این فاز به آن فاز. اما من اصلاً اهل درگیری نیستم. ذاتاً آدم آرامی هستم. مگر اینکه کسی اذیتم کند. اهل دعوا نیستم.» بگذارید قبل از داستان زندگی مهرداد و رنج‌های خانواده بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن اعصاب و روان کمی برایتان از بیماری اسکیزوفرنی بگویم. همان بیماری که یک درصد جمعیت هر جامعه‌ای را درگیر خودش می‌کند. نمی‌دانم ریاضیدان فیلم «ذهن زیبا» را به یاد دارید یا نه؟ پرفسور «جان نش» که «راسل کرو» نقشش را بازی می‌کرد. نش هم به اسکیزوفرنی مبتلا بود. تصاویر و صداهایی را می‌دید و می‌شنید که وجود خارجی نداشتند. او باهوش بود، خیلی باهوش. اما بیماری، او را هم برای مدتی زمینگیر کرد. با این همه در نهایت این حمایتهای همسرش بود که دوباره نش را به زندگی بازگرداند. این ریاضیدان معروف امریکایی نه تنها دوباره به زندگی بازگشت که با کمک هوش سرشارش توانست برنده جایزه نوبل شود. هوش پرفسور نش نقش مهمی در غلبه بر بیماری‌اش داشت. همان طور که حمایت‌های همسرش. در دفتر کوچکی در انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی هستیم.همراه طیبه دهباشی مدیر این انجمن. از مهرداد می‌پرسم:- از کجا فهمیدی مبتلا به اسکیزوفرنی شده‌ای؟کمی پراکنده حرف می‌زند، اما با صداقت: « افت عملکرد داشتم. به جای 16 و 17 قبلی در مدرسه مدام 2 و 3 می‌گرفتم. این بیماری توانایی را نشانه می‌گیرد. انرژی آدم را می‌گیرد. تا سال‌ها گرفتارش بودم. دبیرستان رفتم ادبیات و علوم انسانی. بالاخره موفق به اخذ دیپلم شدم. از 13 سالگی در بیمارستان روزبه پرونده داشتم. مریضی من مزمن شده بود. پیچیده شده بود. این من را اذیت می‌کرد. می‌دانید دوره نوجوانی هم چطور است تا بیایم خودم را پیدا کنم چند سال طول کشید. هیچکدام از خواهر برادرهایم این بیماری را ندارند. گاهی اوقات اضطراب و بی‌قراری می‌گیرم و ممکن است کنترلم را از دست بدهم. در خانه زبان می‌خوانم، اینجا هم زبان می‌خوانم.4 روز در هفته هم میایم انجمن. با مادرم زندگی می‌کنم.» طیبه دهباشی، مدیر انجمن هم درباره این بیماری بیشتر توضیح می‌دهد: «باور غلطی که درباره بیماری‌های اعصاب وجود دارد این است که اگر بیمار دارو می‌خورد پس هنوز بیمار است. در حالی که ما او را جزو بیماران بهبود یافته تلقی می‌کنیم. همیشه درباره این بیماری‌ها انگ هم هست. در حالی که در بیماری‌های جسمی مثل ناراحتی قلب یا دیابت هم فرد باید همیشه دارو بخورد و گرنه از پا می‌افتد. اما درمان دارویی درباره بیماری‌های اعصاب و روان به تنهایی کافی نیست. دارو علائمی مثل هذیان و توهم را کنترل می‌کند اما علائم منفی یعنی آن چیزی که باعث می‌شود فرد در خانه بماند و به جامعه برنگردد همچنان باقی می‌ماند. بیمار اعصاب و روان همیشه نیاز به توانبخشی دارد، این کمک‌ها تا حد زیادی مشکلات بیماران را حل می‌کند.» مهرداد خیلی دقیق به این حرفها گوش می‌کند:« همیشه سعی می‌کنم درباره بیماری‌ام با دیگران صحبت کنم. اینکه مگر شما خودتان گرفتار نیستید؟ تا به حال بیمار نشده‌اید؟ خب این هم یک بیماری است. کلاس‌های گروه درمانی بیمارستان روزبه هم می‌رفتم. موسیقی درمانی و زبان هم اینجا می‌آیم. الان در کلاس می‌گفتیم قدر داشته‌هایمان را بدانیم نه اینکه تلاش کنیم چیزی را که نمی‌توانیم به دست بیاوریم.» دهباشی رو به مهرداد می‌گوید کمی هم از کارهای فنی که انجام می‌دهی بگو! اینکه همه آقای مهندس صدایت می‌زنند، اینکه همه کارهای فنی ما را هم تو انجام می‌دهی.«در خانه کاری که از دستم بربیاید انجام می‌دهم. خرید هم می‌کنم. اینجا هم می‌گویند نقاشی و طراحی‌ام خوب است. می‌خواهیم یک نشریه هم منتشر کنیم. هنوز اسمش معلوم نیست. کار طراحی و لوگو را به من سپرده‌اند. هر تنشی اذیتم می‌کند، دکترم گفته از هیجان کاذب دور باش. من اصلاً اهل درگیری نیستم.»خیلی دوست دارد سر کار برود. با حسرت زیادی درباره دوستش که رفته سر کار حرف می‌زند:«یک مدت در مغازه یکی از آشناها کار می‌کردم خانواده‌ام می‌خواستند با کار در بازار آشنا شوم. همان موقع‌ها هم موفق به اخذ دیپلم شدم اما پزشکم گفت برایم اضطراب، درگیری و هیجان خوب نیست. حمید رضا اما رفت سر کار دیگر. فقط کلاس موسیقی را می‌آید.» انگ و تبعیض نسبت به بیماران اعصاب و روان«بیماران ما هم حق دارند، در کنار ما زندگی کنند. من همه این سالها علاوه بر مشکلات خودم با بیماری پسرم هم درگیرم. ذهنم آشفته است. شاید نباید کلمه گرفتاری را بگویم. چند تا بیماری می‌شناسی که جرأت نکنی حتی به نزدیک‌ترین‌هایت بگویی؟ بترسی که درباره‌ات فکرهای عجیب و غریب کنند؟ چند تا بیماری؟ بگو چند تا؟»اینها حرفهای مرضیه است. پسر 24 ساله‌اش مدتهاست بیماری افسردگی دو قطبی دارد. یکی دیگر از بیماری‌های مزمن اعصاب و روان.«15 ساله بود که دچار خشم و پرخاشگری شد و به دنبالش افسردگی و انزوای شدید. گاهی هم خلق بالا داشت. بعدش هم ترک تحصیل کرد. گفت مدرسه نمی‌روم که نمی‌روم. یک لحظه چشمهای‌تان را ببندید و به ما فکر کنید اگر کمک بخواهیم منصفانه نیست؟ چقدر به ما کمک می‌شود. در شهر که راه می‌روی پر است از کمپهای ترک اعتیاد. قبول دارم آنها هم بیمارند ولی چقدر برای بیماران ما مرکز هست؟ نه فقط مراکزی برای بستری کردنشان. مکانهایی برای تفریح. جاهایی که بچه‌های ما را بپذیرند، مراکز توانبخشی. چند بار حال پسرم بد شد. زنگ زدم اورژانس هیچ همکاری با ما نکرد. وقتی می‌گوییم بیمارمان، بیمار اعصاب است می‌گویند اول باید پلیس بیاید. می‌گویند ممکن است آسیب بزند. اما پلیس هم آموزش ندیده و نمی‌داند باید چه کند. مثلاً می‌گویند چرا ما را خبر کرده‌اید؟ در نهایت مجبور شدیم با اورژانس خصوصی ببریمش بیمارستان. نزدیک 300 هزار تومان از ما گرفت.» با بغض حرف می‌زند: «بچه‌ام بیمه هم نیست. تازه آنهایی که بیمه‌اند هم بیشتر از 50 روز در سال نمی‌توانند بستری شوند. خدمات توانبخشی هم که در عود نکردن بیماری‌اش مؤثر است، باز شامل بیمه نمی‌شود.» دهباشی هم از رنج‌ها و ناراحتی‌های خانواده‌های بیماران اعصاب و روان سخن می‌گوید: «اولین کار انجمن ما برای خانواده‌هاست؛ اینکه خانواده‌ها بدانند اصلاً با چه چیزی مواجهند. مثلاً بیماری داریم که 20 سال است اسکیزوفرنی دارد، ولی خانواده هنوز با او می‌جنگند و می‌گویند تو فکر می‌کنی کسی تعقیبت می‌کند. یعنی توهم را که جزئی از بیماری اوست باور نمی‌کنند. با یک آموزش ساده می‌توان به خانواده‌ها ماهیت بیماری این افراد را توضیح داد. در اولین جلسه، ما همین را به خانواده آموزش می‌دهیم. با همین آموزش ساده درصدی از فشار از روی خانواده‌ها برداشته می‌شود. این موضوع هم وضعیت بیمار را بهتر هم توان خانواده را حفظ می‌کند. چنین جلسه‌هایی هزینه هم ندارد. بعد از آن هم گروه‌های حمایتی تشکیل می‌دهیم. خانواده‌ها به دلیل محدود شدن روابط خانوادگی‌شان بشدت به این جلسه‌ها نیاز دارند. خانواده این بیماران به دلیل ترس از انگ و تبعیض در میهمانی‌ها شرکت نمی‌کنند اما در اینجا فرصتی پیدا می‌کنند تا با کمک درمانگر درباره مسائل و مشکلاتشان حرف بزنند.» اما چطور می‌شود فشار روی خانواده‌ها را کم کرد؟ فاطمه تقوی مددکار انجمن آگاهی را تنها راه حل ممکن می‌داند: «گاهی خانواده نیاز دارد فقط چند دقیقه‌ای را برای خودش داشته باشد چند روزی برای خودش وقت بگذراند. از سر و کله زدن با بیمارخسته می‌شود اما کمتر امکانش پیش می‌آید. خیلی خانواده‌ها می‌گویند با عنوان کردن بیماری فرزندمان، آنقدر انرژی منفی می‌گیریم که ترجیح می‌دهیم پنهانش کنیم. مردم این بیماری‌ها را عیب و ننگ می‌دانند. در حالی که بیماری اعصاب و روان هم بیماری است درست مثل سایر بیماری‌ها.» چگونه از بیماری‌های اعصاب و روان انگ زدایی کنیمطبق قانون جامع معلولان که بیماران اعصاب و روان نیز در زمره آنها قرار می‌گیرند، صدا و سیما باید هفته‌ای دو ساعت درباره بیماری‌های اعصاب و روان برنامه تهیه و پخش کند، قانونی که معمولاً از آن غفلت می‌شود.دهباشی می‌گوید: «همیشه اداره سلامت روان وزارت بهداشت مهجور بوده و کمترین بودجه را داشته. هر چند از زمان آقای هاشمی، وزیر بهداشت دولت یازدهم، در بحث هدفمندی یارانه‌های بخش بهداشت تغییراتی داده شده اما اینها به انگ‌زدایی کمک نمی‌کند. از سوی دیگر سازمان بهزیستی که متولی بیماری‌های سلامت روان است نگرش و کارآیی مناسبی نسبت به این بیماری‌ها ندارد. انگ در دل همان جا هم هست، حتی پرسنل هم درباره بیماران اعصاب و روان آموزش ندیده‌اند. انگار خودشان هم نمی‌دانند باید با این بیماران چه کنند. مثلاً می‌گویند تا زمانی که مریض بستری نشده برایش پرونده تشکیل نمی‌دهیم. این غلط است. چون ممکن است خانواده‌ای از جانش مایه بگذارد و بیمارش را بستری نکند.» او درباره نگاه‌های غلط رایج نسبت به بیماری‌های اعصاب و روان هم بیشتر توضیح می‌دهد: « باید به افراد جامعه خوراک مناسب بدهیم و بعد از آنها توقع رفتار درست داشته باشیم. وقتی رسانه ملی ما سریالی می‌سازد که در آن بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی قاتل است، دیگر چه انتظاری می‌توان از مردم عادی داشت. این تصورات از اساس غلط است. کسی که نقشه قتل می‌کشد نمی‌تواند بیمار اسکیزوفرن باشد. درباره معلولیت‌ها هم این انگ‌ها را در صدا و سیما می‌بینیم. مثلاً در یک سریال آدم خوب تا آخر سریال سرپاست اما آن کسی که آدم بدی بوده آخر سر معلول می‌شود. آیا این تصور را القا نمی‌کند افرادی که به هر دلیل دچار نقص عضو هستند آدم‌های بدی هستند. از این سو، ما در جلسات مشاوره سعی می‌کنیم احساس گناه را از خانواده‌ها بگیریم. در هر جامعه‌ای درصدی از افراد به بیماری‌های اعصاب و روان مبتلا می‌شوند و این آمار بالاخره نصیب عده‌ای می‌شود اما با این برنامه‌های تلویزیونی همه تلاش‌های ما دود می‌شود. گاهی رسانه‌ها نه تنها آگاهی را در این باره بالا نمی‌برند بلکه انگ را وارد زندگی مردم می‌کنند. گاهی همین آگاهی کم خانواده‌ها درباره این بیماری‌ها سبب می‌شود خانواده‌ها خیلی دیر از بیماری فرزندان‌شان آگاهی پیدا کنند. به قول مسئولان انجمن خانواده‌ها می‌بینند که فرزندشان کم حرف و انزوا طلب شده‌اند یا افت تحصیلی داشته‌اند اما آن را جدی نمی‌گیرند. برخی اوقات بعد از 10 سال ابتلا به یک بیماری مزمن اعصاب و روان است که خانواده پی به آن می‌برند، سال‌های طلایی که برای همیشه از دست رفته.» چرا برخی می‌گویند اسکیزوفرنی از جمله بیماری‌های روحی غیر قابل درمان است؟دهباشی در این باره هم می‌گوید: «اینها باورهای غلطند، باورهایی که بر اساس نبود حمایت اجتماعی و خانوادگی به وجود آمده‌اند. ما الان در انجمن کسی را داریم که 6 سال است معلم زبان است. هر جا برای مصاحبه کاری رفته و بیماری‌اش را عنوان کرده و گفته که دارو مصرف می‌کند در مصاحبه‌ها مردود می‌شود. بعد از آن افسرده شده و هر سال دو بار و هر بار دو ماه در بیمارستان بستری شده تا اینکه اتفاقی با انجمن ما آشنا می‌شود. ما دو تا از بچه‌ها را به او سپردیم تا به آنها زبان بیاموزد. الان 6 سال است این کلاس ادامه دارد. او بهترین کلاس اینجا را اداره می‌کند. در این مدت او نه تنها دیگر در بیمارستان بستری نشده که داروهایش را هم کم کرده. این نقش حمایت اجتماعی را نشان می‌دهد. این موارد نشان می‌دهد باور ته خط بودن را می‌شود تغییر داد.» به گفته دهباشی در ایران حداقل 750 هزار نفر مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی هستند. طبق پیمایش ملی سال 90 این میزان در کشور ما پایین‌تر از این عدد را نشان می‌دهد. هم آمار این بیماری و هم دیگر بیماری‌های مزمن اعصاب و روان. تحلیل این موضوع نشان می‌دهد افراد زیادی برای درمان مراجعه نکرده و شناخته نشده‌اند. «بهزیستی معتقد است تعداد بیماران مزمن روان 90 هزار نفر است. چون این تعداد در آنجا پرونده دارند، اما ما فقط در انجمن1500 پرونده داریم که 600 نفرشان اصلاً تحت پوشش بهزیستی نیستند. یعنی بیماران حتی برای تشکیل پرونده هم به بهزیستی مراجعه نکرده‌اند. دولت موظف است در زمینه آمارگیری از بیماری‌های مزمن روان جدی باشد، چون هر برنامه‌ریزی در کشور بدون آمار موثق ناموفق است.» او یک ذهن زیبا داشت. پروفسور ریاضیدان امریکایی با وجود بیماری‌اش توانست به زندگی بازگردد. او تنها کسی نبود که ذهنی زیبا داشت. با تاباندن کمی نور، اندکی حمایت اجتماعی و خانوادگی ذهن‌های زیبای زیادی خلق خواهند شد. باورش اصلاً سخت نیست.      

     

    این دارو نباید در درمان اوتیسم تجویز شود!

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:35 ب.ظ

     
    آژانس ملی امنیت دارو و سلامت غذایی فرانسه اعلام کرد، تجویز نوعی از داروهای ضد روان پریشی به نام آریپیپرازول (Aripiprazol) در درمان اوتیسم کودکان باید کنار گذاشته شود، زیرا برای این اختلال مناسب نیست و می‌تواند تفکرات خودکشی را در فرد ایجاد کند. با توجه به تحقیقاتی که طی چند سال اخیر در فرانسه صورت گرفت، مشخص شد که این دارو برای درمان اوتیسم کاربرد دارد، در حالی که تأثیر مولکول آن در بهبود اختلالات اوتیستیک تأیید نشده است. در مورد خودکشی نیز آژانس ملی امنیت دارو و سلامت غذایی فرانسه اعلام کرده است که در سطح بین المللی هفت مورد خودکشی و 137 مورد تفکرات یا اقدام به خودکشی در کودکان و نوجوانان سه تا 17 ساله گزارش شده است. اوتیسم یا در خود ماندگی، نوعی اختلال رشدی است که با رفتارهای ارتباطی کلامی غیرعادی مشخص می‌شود. علایم این اختلال تا پیش از سه سالگی بروز می‌کند و علت اصلی آن ناشناخته است. اوتیسم بر رشد طبیعی مغز در حیطه تعاملات اجتماعی و مهارت‌های ارتباطی تأثیر می‌گذارد.-منبع: www.Francetvinfo.fr

     

    دخترانی که با عروسک عروس می‌شوند

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:35 ب.ظ

     
    این‌گونه ازدواج‌ها شانس طلایی فراغت دوران کودکی را از کودکان می‌گیرد ‏و مانع تداوم تحصیلشان می‌گردد. کودکان با زناشویی زود‌تر از موقع و بارداری نا‌به‌هنگام، از رشد جسمی، روحی و ‏فکری باز می‌مانند و دچار عوارض روحی، روانی و جسمی می‌گردند که بعضاً تا پایان عمر همچنان دامن‌گیرشان می‌ماند. ‏بر اساس اعلام سازمان ثبت احوال، در سال گذشته ۲۹ هزار و ۸۳۱ دختر و پسر کمتر از ۱۵ سال در کشور با یکدیگر ‏ازدواج ‏کرده بودند. این آمار نشان می‌دهد پایین‌ترین میزان ازدواج زودهنگام متعلق به شهر تهران و بیشترین آن مربوط به ‏مناطق ‏روستایی استان‌های اصفهان و سیستان و بلوچستان بوده است. ‏روزنامه روزان نوشت: در نیمه باز خانه را که یک پله از سطح کوچه پایین‌تر است باز می‌کند. «حاج خانوم، جهیزیه دخترخانومتون رو آوردیم. به ‏بچه‌ها بگین وسایل رو کجا بذارن که سخت نشه برای شما.» زینب با عروسکی در دستش از اتاق کاهگلی کوچکی بیرون ‏می‌آید، کنار دیوار می‌ایستد و به جهیزیه‌ها نگاه می‌کند. «ما رسم داریم که دختر باید زود شوهر کنه وگرنه براش حرف ‏درمیارن. مادرم هم زود ازدواج کرد. دوست نداشتم الان ازدواج کنم؛ من از عهده خودم هم برنمیام، چه برسه به یک نفر ‏دیگه؛ ولی مجبورم. نه می‌تونم رو حرف پدرم حرف بزنم نه رو حرف مادرم. تا سوم راهنمایی خوندم و بابام دیگه نذاشت ‏ادامه بدم. همیشه می‌گفت دختر همین که بلد باشه اسم و فامیل خودش رو بنویسه کفایت می‌کنه. همه امیدم به اینه که شوهرم ‏بذاره برم مدرسه. بقیه اش رو سپردم دست خدا.» روی پله کنار اتاق می‌نشیند و مشغول بازی با عروسک هایش می‌شود.» زینب ‏‏۱3 ساله، هفته دیگر جشن عروسی‌اش است و به خانه خودش می‌رود. ‏ازدواج ۲۹ هزار دختر و پسر کمتر از ۱۵ سالازدواج زودهنگام یا ازدواج کودکان، بخصوص دختران، اثرات ناگواری برای آنها و پیامدهای منفی فراوانی بر خانواده‌ها ‏و جامعه دارد که ممکن است هیچ‌گاه رفع نشود. این‌گونه ازدواج‌ها شانس طلایی فراغت دوران کودکی را از کودکان می‌گیرد ‏و مانع تداوم تحصیلشان می‌گردد. کودکان با زناشویی زود‌تر از موقع و بارداری نا‌به‌هنگام، از رشد جسمی، روحی و ‏فکری باز می‌مانند و دچار عوارض روحی، روانی و جسمی می‌گردند که بعضاً تا پایان عمر همچنان دامن‌گیرشان می‌ماند. ‏بر اساس اعلام سازمان ثبت احوال، در سال گذشته ۲۹ هزار و ۸۳۱ دختر و پسر کمتر از ۱۵ سال در کشور با یکدیگر ‏ازدواج ‏کرده بودند. این آمار نشان می‌دهد پایین‌ترین میزان ازدواج زودهنگام متعلق به شهر تهران و بیشترین آن مربوط به ‏مناطق ‏روستایی استان‌های اصفهان و سیستان و بلوچستان بوده است. ‏ازدواج زودهنگام معمولا اجباری است در همین راستا اگرچه ممکن است دختران در سنین پایین به بلوغ جنسی برسند، ولی اغلب از نظر فیزیولوژیکی، برای ‏فرزندآوری و از نظر ‏روانی، برای ازدواج و پذیرش مسئولیت‌های زندگی خانوادگی آماده نیستند. ازدواج زودهنگام معمولا ‏با نوعی اجبار همراه بوده و ‏رضایت کامل زوجین در آن لحاظ نمی‌شود. بیانیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ بیان می‌کند ‏که ازدواج باید با رضایت کامل و ‏آزاد طرفین باشد، ولی در اغلب موارد این والدین هستند که فرزندان خود را مجبور به ‏ازدواج در سنین پایین می‌کنند. ‏کاهش حس رضایت از زندگی در ازدواج زودهنگاممریم پوررحیمی، روان شناس و پژوهشگر در این زمینه به روزان می‌گوید: «وقتی ازدواج در سنین پایین اتفاق می‌افتد، دختر و پسر هیچ ‏درکی از زندگی و روابط زناشویی ندارند. دختری که به قدرت عقلانی کافی نرسیده، مجبور است یکسری مسئولیت‌های ‏سنگین را که اقتضای نقش همسری است به دوش بکشد، زیرا ازدواج مناسب متضمن پذیرفتن مسئولیت یک یا چند نفر در قالب ‏خانواده، عشق ورزیدن به همسر و تامین نیازهای اعضای خانواده است. با توجه به این که افراد در سنین پایین هنوز به ثبات ‏عاطفی لازم نرسیده‌اند انتظارات مشخصی هم از زندگی زناشویی ندارند و به مرور با توجه به افزایش رشد شناختی، تغییر ‏نگرش‌ها و رشد فکری در او اتفاق می‌افتد و سلایق و انتظاراتش متفاوت می‌شود و در مقایسه با افراد هم سن و سال خود ممکن ‏است دچار ناامیدی شده و حس رضایت از زندگی در او کاهش یابد.» ‏بار سنگین مسئولیت خانواده بر دوش دختر بچه هاوی در ادامه با اشاره به بار سنگین مسئولیت خانواده بر دوش دختران کم‌سن و سال تصریح می‌کند: «از سویی دیگر چون ‏اطرافیان فرد گمان می‌کنند به علت سن کم دختر، او به تنهایی قادر به حل بسیاری از مسائل و مشکلات زندگی نیست سعی ‏می‌کنند به گونه‌های مختلف در زندگی مشترک او نفوذ کرده و او را راهنمایی کنند و این جریان به تنهایی اداره زندگی را از ‏کنترل زن و مرد خارج می‌سازد. از طرف دیگر در این سنین به علت عدم آگاهی ممکن است بارداری زودهنگام برای فرد رخ ‏دهد و همین مسئله باعث می‌شود که آن فرد بدون توانایی کافی علاوه بر نقش همسری نقش مادری را هم برعهده بگیرد. همین ‏نقش مضاعف فشار زیادی را بر فرد وارد می‌کند و ممکن است به مرور دچار خستگی و فرسودگی روانی شود.»‏آسیب‌های ازدواج‌های زودهنگام برای دخترانپوررحیمی یکی دیگر از آسیب‌های ازدواج در سن پایین را ثابت نشدن هویت طرفین اعلام و عنوان می‌کند: «علاوه بر این یکی ‏از مهم ترین آسیب‌های ازدواج زودهنگام این است که چون دختران در سنین نوجوانی غرق در هیجانات دوران بلوغ هستند ممکن ‏است در کسب هویت که یکی از مهم ترین ویژگی‌هایی است که بایستی در این سن اتفاق افتد دچار مشکل شده و در نتیجه ‏توانایی‌ها و احساسات خود را به طور کامل نشناسند و دقیقا ندانند که بایستی به دنبال چه هدفی در زندگی مشترک باشند و ‏بنابراین ازدواج برای آنها دستاوردی جز ناسازگاری و ناکامی نخواهد داشت؛ از سویی دیگر همراه با رشد فرد در دوران بلوغ ‏تغییر در اهداف، آمال و خواسته‌های فردی ایجاد می‌شود لذا خواسته‌های فرد از زندگی تغییر کرده، در نتیجه فرد دچار نوعی ‏تناقض میان آنچه که از زندگی به شکل ایده آل انتظار دارد و آن چیزی که در واقعیت وجود دارد می‌گردد و همین مسئله احتمال ‏نارضایتی از زندگی و جدایی در سنین بالاتر را بیشتر می‌کند.»‏ناآگاهی والدین دلیل ازدواج‌های زودهنگامامان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس و پژوهشگر نیز در خصوص ازدواج دختران در سنین پایین به روزان می‌گوید: «این معضل به دلیل ناآگاهی والدین، آینده فرد را درگیر مشکلاتی می‌کند که شاید جبران‌ناپذیر باشد. دختری که هنوز به بلوغ فکری نرسیده و هویت مستقلی برای خود ندارد نمی‌تواند شریک زندگی آینده خود را انتخاب کند و این انتخاب به عهده خانواده او خواهد بود؛ در نتیجه فرد باید با کسی زندگی کند که انتخاب خودش نبوده است. در همین راستا فرد پس از مدتی توانایی زندگی با فردی را که انتخاب خانواده‌اش بوده ندارد و این امر در مواردی منجر به جدایی و طلاق می‌شود که دامنه جدیدی از مشکلات را برای فرد به وجود می‌آورد.» وی در ادامه تاکید می‌کند: «علاوه بر این دختران در سنین پایین شناخت کاملی از جنس مخالف خود ندارند و تصورشان از جنس مخالف محدود به دنیای کودکی است؛ در واقع نداشتن آگاهی‌های لازم در این زمینه زندگی را برای طرفین سخت و پیچیده خواهد کرد و این امر شروع دخالت‌های خانوادگی را موجب می‌شود.»نظام آموزشی باید خانواده‌ها را آگاه کند این جامعه‌شناس با اشاره به اینکه بسیاری از خانواده‌‌‌‌ها در مناطق محروم تمایل دارند دختر در سنین پایین ازدواج کند تا بتوانند براساس آموزه‌ها و عقاید خود او را تربیت کنند، تصریح می‌کند: «متاسفانه این طرز فکر در مناطق محروم غالب است. علاوه بر این نظام آموزشی و خانواده نهادهای مهمی برای آگاه‌سازی این قشر در جامعه هستند تا این تصور با فرهنگ‌سازی از بین برود و تصور درست نسبت به جنس مخالف آموزش داده شود تا بتوانند با هویتی مستقل و شکل‌گرفته شریک زندگی آینده خود را انتخاب کنند.»بله ما رو بابامون می‌گه!از جوش‌های روی صورت زینب می‌شود تشخیص داد تازه به سن بلوغ رسیده. «شوهرم ۱۹ سالشه و تو مکانیکی کار ‏می‌کنه. یکی دو بار بیشتر ندیدمش، اونم گذری. می‌گن خوبیت نداره تا محرم نشدیم چشممون تو روی هم باز بشه. همین که ‏می‌رم سر خونه و زندگی خودم و دیگه با پدرمادرم زندگی نمی‌کنم جای شکر داره. مامان بابام همیشه باهام بدرفتاری می‌کنن ‏و کتکم می‌زنن. هیچ‌وقت آرامش ندارم.» لباس‌هایش را جدا جدا تا می‌کند و داخل چمدان می‌گذارد. «خواهرم زهرا هم ۱۱ ‏سالشه. دو سه روز پیش براش خواستگار اومد و بابام بله رو گفت. ما مثل بقیه نیستیم که کلی نازمون رو بکشن و براشون ‏گل و گلاب بیاریم. بله ما رو بابامون می‌گه.» زینب چمدانش را می‌بندد و آماده رفتن به خانه بخت می‌شود. ‏  

     

    10 علامت سرطان که ممکن است آنها را نشناسید

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:34 ب.ظ

     
    توده در پستان، کاهش وزن ناگهانی و خون در مدفوع. ما فکر می‌کنیم همه علایم سرطان را می‌شناسیم. مسلما مواردی وجود دارند که ما آنها را نمی‌شناسیم و حال، متخصصان ما را تشویق می‌کنند تا در مورد علایم کمتر شناخته شده که می‌توانند علامتی از بیماری در مراحل اولیه باشند، ما را آگاه کنند.بسیاری از علایم اولیه سرطان مبهم و غیراختصاصی هستند. این همان چیزی است که مردم باید در مورد آنها آگاه باشند و در صورت مشاهده علایم، به پزشک خود گزارش دهند. اما اغلب ما توجه خاصی به بدنمان نداریم و همه چیز برای ما طبیعی شمرده می‌شود، بنابراین علایم کوچکی را که اغلب در اثر سرطان زودهنگام رخ می‌دهند، نادیده می‌گیریم.خبر خوب آن است که اغلب سرطان‌ها قابل درمان هستند، به شرط آنکه در مراحل اولیه شناسایی شوند. ما باید در مورد پرچم‌های قرمز آگاهی داشته باشیم. همچنین اگر موردی غیرقابل توضیح است و برای شما غیرطبیعی و طی چندین هفته بهتر نشده باشد، باید با پزشک خود مشورت کنید.در این مقاله، همگام با مرکز تحقیقات سرطان بریتانیا، فهرستی را از علایم مبهم که نباید نادیده گرفته شوند، آورده‌ایم.1) خشونت صدا یا صدای خشن خشونت صدا یا خشن شدن آن یک علامت شایع است که با سرماخوردگی همراه می‌شود، اما اگر ظرف 2 تا 3 هفته بهتر نشود، باید بررسی شود. خشونت صدای مداوم می‌تواند نشانه‌ای از تومورهای سر یا گردن زودهنگام و قابل درمان باشد، مانند تومور طناب‌های صوتی. امروزه، تکنیک‌های جراحی اغلب با کاربرد حداقل تهاجم، توده سرطانی را برمی‌دارند، بنابراین صدای بیمار دست‌نخورده باقی می‌ماند، البته اگر به اندازه کافی زود و به موقع تشخیص داده شود. سرفه‌های سرکش و مقاوم نیز باید با یک عکس ساده از قفسه سینه بررسی شوند، خصوصا اگر بیش از 3 هفته طول بکشد، زیرا می‌تواند نشانه‌ای از سرطان ریه باشد.2) تعریق شدید شبانه اگر شما زن هستید، احتمالا در دوران یائسگی با گر گرفتن و عرق‌‌ریزی آشنا خواهید شد، اما تعریق شدید شبانه می‌تواند علامتی از لنفوما (توموری که در سلول‌های لنفی رشد می‌کند) هم باشد. بیماران مبتلا به لنفوما، متابولیسم بالایی دارند، زیرا سلول‌های لنفوئید انرژی زیادی استفاده می‌کنند، بنابراین بیماران با عرق‌های شبانه شدید و خیس‌کننده روبرو می‌شوند، به‌طوریکه مجبورند لباس یا حتی ملحفه‌های محل خواب خود را عوض کنند. دیگر علامت‌ها، عبارتند از وجود توده‌ای حدود 2 سانتی‌متر یا بیشتر در زیر بغل، کشاله ران و طرف گردن.3) سوزش سردل مداوم احساس درد یا ناراحتی پس از صرف یک وعده غذای چرب یا تند غیرمعمول نیست، اما اگر علیرغم مصرف منظم آنتی‌اسیدها، این علامت‌ها بیش از 2 تا 3 هفته به‌طول انجامد، می‌تواند علامتی از سرطان معده یا مری باشد. گاهی اوقات، سوزش سردل مداوم علامتی است از سرطان پانکراس یا تخمدان.4) درد قسمت میانی پشت در بریتانیا، حدود 5/2 میلیون نفر از درد پشت رنج می‌برند. در 99 درصد موارد، این درد ناشی از مشکلات عضلانی‌اسکلتی است، اما درد پشت می‌تواند یکی از شایع‌ترین علایم سرطان پانکراس هم باشد. علامت کلاسیک این سرطان، درد در قسمت فوقانی شکم است که در طول پشت گسترش می‌یابد. پانکراس در قسمت پشتی شکم جای دارد و با گسترش تومور سرطانی در آن، به نورون‌هایی دست‌اندازی می‌کند که باعث بروز درد در پشت بیمار می‌شود. اغلب دردهای پشت که ناشی از مشکلات عضلانی‌اسکلتی است، در قسمت پائینی کمر احساس می‌شوند، اما دردی که مرتبط با سرطان پانکراس باشد، به اندازه حدود یک دست بالای آن حس می‌شود و ممکن است علامت‌های دیگری هم با آن دیده شوند، مانند بی‌اشتهایی، خستگی و کاهش وزن.5) ترشح صورتی‌رنگ پس از یائسگی ترشح صورتی‌رنگ به دلیل خونریزی ظریف یا هرگونه خونریزی واژینال پس از یائسگی، باید به پزشک گزارش شود، زیرا می‌تواند علامت زودهنگامی از سرطان اندومتر باشد. سرطان اندومتر در دنیا رو به افزایش است، زیرا با اضافه وزن مرتبط است و متاسفانه چاقی نیز در دنیا رو به افزایش است. زودرس‌ترین علامت خونریزی مختصر است و اگر سرطان در این مرحله تشخیص داده شود، بسیار قابل درمان است.6) مشکل در دفع ادرار با افزایش سن یک مرد، غده پروستات وی نیز رشد می‌کند که همین امر، باعث افزایش تعداد دفعات ادرار کردن، خصوصا در شب، می‌شود. اگر شما نمی‌توانید چند ساعتی را بدون ادرار کردن سپری کنید یا در شروع ادرار کردن با مشکل روبرو هستید، این علایم می‌توانند نشانه‌ای از انسداد باشد، مانند یک سرطان پروستات که راه را بسته باشد. پزشک می‌تواند برای شما درخواست آزمایش یا بیوپسی کند. اگر تست مثبت باشد، اغلب مردان به درمان نیازی ندارند، زیرا سرطان آنها اغلب آسیب‌رسان نیست، اما باید آزمایش شده و تهاجمی بودن آن ارزیابی شود.7) اشکال و دشواری در بلع سکته‌های مغزی، صدمات مغزی و دیگر وضعیت‌های پزشکی می‌توانند باعث دشواری در بلع شوند اما گاهی اوقات، ممکن است علامت اولیه‌ای باشد از سرطان سر و گردن، مانند سرطان طناب صوتی، مری، دهان یا زبان. این نوع سرطان‌ها اگر سریع تشخیص داده شوند، اغلب قابل درمان هستند. دیگر علامت‌ها عبارتند از درد در عقب زبان. هرچند این سرطان‌ها بیشتر در افرادی شایع هستند که الکل می‌نوشند یا سیگار می‌کشند، روند روبه افزایشی را در افراد جوان نشان می‌دهد که اعتقاد برآن است به دلیل انتقال ویروس پاپیلومای انسانی (HPV)، از طریق روابط جنسی محافظت نشده است که بروز بیشتری پیدا کرده است.8) مدفوع شل شما احتمالا در مورد وجود خون در مدفوع می‌دانید، اما هر موردی که تفاوت قابل‌توجهی نسبت به آنچه همیشه برای شما طبیعی بوده، از قبیل تغییر در رنگ، قوام، دفعات اجابت مزاج یا درد، که 2 هفته یا بیشتر طول بکشد، باید گزارش شود. درواقع، هرگونه تغییر ناگهانی در عادات اجابت مزاج، مانند یبوست، شل بودن بیشتر نسبت به آنچه اغلب بوده یا درد، با احساس کشیده شدن نامتعارف یا درد مبهم، باید به پزشک گزارش شود. این علایم ممکن است علامتی باشند از سرطان روده یا در بعضی موارد نادر، بازمی‌گردد به سرطان‌های تخمدان یا پانکراس.9) زخمی که بهبود نمی‌یابد اغلب افراد می‌دانند که باید مراقب تغییرات در خال‌های بدن، مانند خونریزی، خارش یا نامنظم شدن باشند. اما دیگر علامت‌های سرطان پوست نیز مانند توده‌های کوچک در پوست که بزرگتر می‌شوند و اغلب همراه با یک زخم روی آن که طی 2 تا 4 هفته بهبود نمی‌یابد، هستند. این توده‌های کوچک اغلب بدون درد هستند اما ممکن است خونریزی کرده یا خارش‌دار شوند. اغلب پزشکان این علامت‌ها را به خوبی می‌شناسند و می‌توانند شما را به خوبی راهنمایی کرده تا به موقع درمان شوند.10) زخم‌های زبان یا دهان بسیاری از افراد به دلیل عفونت‌های ویروسی دچار زخم‌های دهانی می‌شوند، اما این نوع زخم‌ها اغلب طی چند روز بهبود می‌یابند و کاملا هم دردناک هستند. اما اگر زخمی در دهان 3 تا 4 هفته باقی بماند، با یا بدون درد، باید بررسی شود، زیرا می‌تواند نشانه‌ای باشد از سرطان زبان یا اطراف دهان. علامت‌های سفید روی زبان، همچنین پچ‌های ضخیم و سفید روی زبان نیز باید بررسی شوند، زیرا می‌توانند تغییرات را روی لایه زبان نشان دهند که علامتی هستند از سرطان. 5 پرچم قرمز سرطان که هرگز نباید نادیده گرفته شوندهرگونه کاهش وزن ناگهانی، بدون گرفتن رژیم غذایی.خون در مدفوع یا ادرار.سرفه خونی.توده در پستان، کشاله ران، بیضه‌ها، اطراف گردن یا زیر بغل.دردهای شدید و غیرقابل توجیه. -منبع: The Telegraph

     

    چه شخصیت‌هایی بیشتر عمر می‌کنند؟

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:34 ب.ظ

     
    بدون شک، شما برخی رازهای طول عمر را می‌توانید حدس بزنید؛ عواملی مثل غذا خوردن سالم، ورزش کردن روزانه و حفظ وزن ایده‌آل، اجتناب از کشیدن سیگار و دوری از استرس،‌ اما عوامل دیگری هم می‌تواند روی طول عمر تاثیر بگذارد که کاملا به روابط اجتماعی و شخصیت خودتان بستگی دارد. به عنوان مثال، تحقیقات نشان می‌دهد که حس وظیفه‌شناسی می‌تواند افزایش طول عمر به همراه داشته باشد. محققان دریافته‌اند، افراد وظیفه‌شناس بیشتر به فکر سلامتشان هستند و بررسی دوره‌ای پزشکی را جدی می‌گیرند.   نقش مهم دوستان خوب   محققان استرالیایی به این نتیجه رسیده‌اند که افراد بویژه سالمندانی که دوستان زیادی دارند در مقایسه با افراد منزوی حداقل هفت سال بیشتر عمر می‌کنند. البته انتخاب عاقلانه دوستان را نباید نادیده بگیریم. به عبارتی، عادت‌های دوستانتان روی شما تاثیر می‌گذارد. پس دنبال دوستانی با عادات سالم باشید. به‌عنوان مثال بر اساس بررسی‌ها چاقی می‌تواند مسری باشد‌. اگر شما یک دوست چاق داشته باشید، احتمال چاق شدن شما 57 درصد افزایش می‌یابد. سیگار کشیدن و ترک سیگار هم یکی از عادات مسری است که همگی کاهش طول عمر را به همراه دارد.   بخشش و افزایش طول عمر   شاید برایتان جالب باشد که بدانید، فراموش کردن کینه‌ و بخشیدن دیگران، یکی از مهم‌ترین راه‌های افزایش عمر است. به گفته پژوهشگران، کینه و خشم مزمن با کاهش عملکرد ریه، بیماری قلبی، سکته و سایر بیماری‌ها مرتبط است و در مقابل، بخشش باعث کاهش نگرانی و استرس، کاهش فشارخون و تنفس راحت‌تر می‌شود. هرچه سن شما بالاتر می‌رود، این فواید تاثیرگذارتر می‌شود.   هدفمند زندگی کنید   محققان ژاپنی به این نتیجه رسیده‌اند، افرادی که اهداف از پیش تعیین شده‌ برای زندگی دارند، به‌طور میانگین 5/7 سال دیرتر از افراد بدون هدف می‌میرند. پژوهش‌های محققان آمریکایی حاکی است، افرادی که هدف‌های کوتاه مدت برای زندگی دارند،‌ 20درصد کمتر دچار بیماری آلزایمر می‌شوند و شانس صدساله شدنشان بیشتر خواهد بود. همچنین پیدا کردن سرگرمی و فعالیت‌هایی که برای شما معنی‌دار است، به افزایش عمر کمک می‌کند.   فواید فعالیت‌های داوطلبانه   اگر برای انجام کاری داوطلب شوید، علاوه‌بر آن‌که به سلامت روانی خود کمک می‌کنید، سلامت جسمی‌تان هم به شرایط ایده‌آل نزدیک‌تر می‌شود. داوطلبان فعالیت‌های خیرخواهانه پنج تا هشت سال بیشتر از آنهایی عمر می‌کنند که اهل برنامه‌ خیریه نیستند.   تنهایی به شرط سلامت   در این که هر فردی برای آرامش و سلامت روانی به حریم شخصی و خلوت کردن با خودش نیاز دارد، شکی نیست. اما رعایت حد اعتدال بسیار حائز اهمیت است، زیرا به گفته دانشمندان ژاپنی، تنهایی‌ طولانی‌مدت خطری جدی برای پیری زودرس و چاقی است.  -- جام جم      

     

    حقایقی درباره دروغ، بر مبنای پژوهش های جهانی

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:34 ب.ظ

     
    در فرهنگ بزرگ سخن، ذیل مدخل «راستی»، می خوانیم: «راستگو و درستکار بودن، راستگویی و درستکاری، صداقت، حقیقاتا، واقعا، حقیقت، واقعیت، راست و مستقیم بودن، مقابلِ خمیدگی، عدالت، دادگری و ...» اما معمولا اولین معنایی که پس از شنیدن یا خواندن واژه راستی به ذهن متبادر می شود، همان «راستگویی و درستکاری» است. جایی می خواندم: «اگر کسی راستگویی را پیشه خود قرار دهد، تمام معایب را ترک خواهد گفت؛ چون سرآمد تمام بدی ها دروغگویی است». می توان نتیجه گرفت حتی درستکاری هم وابسته به راستگویی است. از کودکی، زبان باز کرده و نکرده، یادمان می دهند دروغ نگوییم، اما چه حکمتی است که تقریبا همه مان، این درسِ ابتدایی اخلاق در زندگی را خیلی زود به دست فراموشی می سپاریم و راه دیگری در پیش می گیریم؟ بله. البته که بخشی از این کجروی، حاصل تاثیر اجتماع است؛ اجتماعِ امروز، در پاره ای از اوقات نه تنها به دروغگویی تشویق مان می کند، بلکه حتی در بسیاری از موارد، بابت دروغگویی های مان، دستخوش و پاداش هم نصیب مان می کند، اما آیا تنها مقصر در دروغ گفتن های مان، اجتماع است؛ یعنی عامل بیرون از وجودمان؟ طی مدتی که در کنار هم، سعی در خودشناسی کرده ایم، چنین آموخته ایم که ریشه همه صفات غیر اخلاقی و ناپسندمان، در وجود خودمان است. عوامل بیرونی، فقط می توانند بر آتش زیر خاکستر بدمند و آن را از نو بیفروزند. صفت دروغگویی، از تراوشات «سامانه وهمیه» است. سامانه یا قوه وهمیه، یکی از قوای چهارگانه بخش فراجسمانیِ ساختار وجودی ماست که در حالت تعادل، موجدِ هوشیاری، زیرکی، تدبیر، دقت، مهارت، فراست، ذکاوت، احتیاط و ... است. هر گاه این سامانه، از تعادل کارکردی خارج و دستخوش افراط شود، می تواند به بروز صفاتی منفی، از جمله دروغگویی منجر شود. بیشتر ما تجربه دروغ گفتن را داشته و داریم اما تعداد این دروغ گفتن ها و همچنین شدت و حِدّت آنها در افراد مختلف متفاوت است. گرچه شاید برخی از ما از آن دست افراد باشیم که باور دارند تا به حال هرگز دروغ نگفته اند. اگر چنین است، در ادامه، برخی حقایق درباره دروغ را با هم مرور می کنیم؛ حقایقی بر پایه سال ها پژوهش دانشگاهی،از سراسر جهان: بیشتر مردم، روزانه دست کم یک بار یا دو بار دروغ می گویند، یعنی تقریبا معادل تعداد دفعاتی که میان وعده روزانه می خورند یا دندان شان را مسواک می زنند. چه مرد و چه زن، اگر گفتگوهای شان با دیگران، بیش از 10 دقیقه طول بکشد، تقریبا یک پنجم حرف های شان، دروغ هایی خواهد بود که تحویل دیگران می دهند. بیشتر افراد، بزرگترین دروغ های شان را به نزدیک ترین کسان شان می گویند. یک چهارم دروغ ها منحصرا به قصد جلوگیری از ایجاد دلخوری یا برای جلب منفعت دیگران (و نه خود)، گفته می شوند. هر چه به کسی احساس نزدیکی قلبی بیشتری بکنیم، بیشتر احتمالش می رود دروغ هایی که به او می گوییم، دروغ هایی باشد که در آنها، به نوعی، از نگاه خودمان، خیر او را می خواهیم. از بابت میزان دروغگویی، مرد و زن مساوی هستند اما معمولا محور دروغ گفتن زنان، جلوگیری از جریحه دار شدن احساسات دیگران است، در حالی که دروغ پردازی مردان، حول محور شخصِ خودشان است. افراد برون گرا و بسیار اجتماعی، کمی بیشتر از افراد درونگرا احتمال دروغ گفتن دارند؛ زیرا جلب توجه دیگران، و گرد آوردن دیگران به دور خودشان، برایشان اهمیت بیشتری دارد. افرادی که شخصیتی مسئولیت پذیر دارند و همچنین در روابط شان با دیگران، عاقلانه تر و آگاهانه تر رفتار می کنند، کمتر دروغ می گویند. - رایج ترین دروغ این است: «چیزیم نیست. خوب خوبم». این موارد، چند نمونه بسیار مختصر، از میان پژوهش های فراوانی است که در این زمینه انجام گرفته است. اگر از برخی اختلالات و بیماری های روانی که منشأ دروغ گفتن های بیمارگونه هستند بگذریم، می توان دروغ گفتن ها، یا به عبارتی دیگر، راست نگفتن ها را به چند دسته تقسیم کرد: 1- تعارف هایی که هر روز می کنیم و طفره هایی که از سر ادب می رویم: مثلا «حالم خیلی عالیه، ممنونم»، یا «نه بابا هیچ مشکلی نیست». 2- تلاش برای مصون ماندن از تنبیه، توبیخ، یا سرزنش؛ صبح خواب مانده ایم و به جلسه مهم اول وقتِ اداره مان دیر رسیده ایم و بعد، برای توجیه کردن تاخیر خود، گرفتار شدن در ترافیک را بهانه می کنیم. 3- شخصیت یا شرایط خود را پیش چشم دیگران بهتر از آنچه هست نشان دادن که معمولا ناشی از داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس پایین است: از ملک و املاکِ نداشته، مدارک تحصیلی نداشته، خاندان پر اصل و نسب نداشته و موارد بسیاری از این دست، برای دیگران سخن سر دادن. 4- پنهان کاری عمدی: غیرقابل توجیه ترین نوع دروغ و معمولا ناشی از انجام دادن اعمالی برخلاف موازین عرفی، اخلاقی، شرعی یا قانونی و باز، معمولا، از ترس برملا شدن راز و ریختن آبرو و از دست دادن اعتبار. 5- تسلط یافتن بر دیگران: معمولا با وانمود کردن به داشتن قدرت، نفوذ، اطلاعات و اخبار دقیق و لحظه به لحظه و ... (این نمونه از دروغگویی، در میان والدین، برای اعمال تسلط بر فرزندان، بسیار شایع است و از جمله معروف ترین جمله های این نوع دروغ هم این است: «من حتی پشت سَرَم هم چشم دارم»). 6- مرکز توجه قرار گرفتن از طریق جلوه دادن خود به عنوان فردی آسیب دیده، یا قربانی ظلم و آزار دیگران، به منظور جلب رقت و دلسوزی، معمولا با هدف دریافت کردن انواع کمک از دیگران، طفره رفتن از کمک کردن به دیگران، یا شانه خالی کردن از زیر انجام وظیفه؛ انواع تمارض ها از این دست هستند. 7- محافظت یا دفاع از خود: مثلا دادن شهادت دروغ در دادگاه، از بیم جان و از ترس تهدیدها. 8- مورد تایید دیگران قرار گرفتن و طرد نشدن از جمع: مثلا کسی که نه از هنرهای تجسمی، یا فرضا ادبیات، شعر یا موسیقی، سررشته ای دارد و نه به آن علاقه ای اما برای ماندن در کنار جمع دوستان، به ظاهر ادعای طرفداری و هواخواهی و مشتاقی و مطلع بودن می کند. 9- پرهیز از کشمکش و برخورد با دیگران: در بسیاری از موارد، افراد با یادآوری این عبارت به خود که: «به جنگ اعصابش نمی ارزد»، بر نارضایتی های شان از رفتار، گفتار، یا کردار دیگران سرپوش می گذارند و کلماتی را بر زبان می آورند دقیقا خلاف نظر واقعی شان: «حق با شماست»، «اشتباه از جانب بنده بود»، «اصلا راهکارِ درستش همین است که شما می فرمایید» و ... در چنین مواردی، زبان بدن شخص، به وضوح با زبان گفتارش در تضاد خواهد بود. 10- پرهیز از آزرده خاطر کردن دیگران: معمولا برای کسانی پیش می آید که «نه» گفتن برایشان دشوار است؛ از سوی دیگر هم نمی خواهند خواهش کسی را رد کنند و دلی با بشکنند. شاید بتوان مصداق های بسیارِ دیگری را هم برای دروغ گفتن یا راست نگفتن، پیدا کرد. به هر روی، اکنون و در این مقاله قصد نداریم درستی یا نادرستی هیچ یک از نمونه های عنوان شده را رد یا تایید کنیم. واکاوی بیشترِ مقوله راستی را، به امید خداوند به شماره بعدی موکول می کنیم. طی دو هفته آینده، بیایید همراه هم، روزی دست کم یک مصداق از دروغ گفتن ها یا راست نگفتن های مان را، هر چه باشد، بیابیم و آنها را یادداشت کنیم. مهم این است که بتوانیم ناراستی های خودمان را، ولو به کوچکی تعارفی که مطابق واقع نیست، در وجود خودمان بیابیم. دروغ مصلحت آمیز یا راست فتنه انگیز؟ به انگیزه های گوناگونی اشاره کردیم که موجب دروغگویی می شوند، بی آنکه درستی یا نادرستی هیچ یک را رد یا تایید کنیم؛ برای مثال تعارف و رودربایستی، مصون ماندن از تنبیه، توبیخ یا سرزنش، دروغ پردازی با ایجاد شخصیتی کاذب، دروغ سازی به منظور سرپوش گذاشتن بر تخلفات، تسلط بر دیگران، جلب ترحم، محافظت یا دفاع از خود، جلب تایید دیگران، پرهیز از کشمکش، پرهیز از رنجاندن دیگران ... پرسشی که مطرح می شود، این است که از مین این نمونه ها، کدام ها بی ضرر هستند و کدام ها زیان بار؟ و در چه صورتی است که از راست گفتن هم زیان و ضرری متوجه کسی می شود؟ همراه هم، حکایتی از گلستان سعدی را می خوانیم: «پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن؛ که گفته اند هر که دست از جان بشوید، هر آنچه در دل دارد، بگوید [...] ملک پرسید: (چه می گوید؟) یکی از وزرای نیک محضر گفت: «ای خداوند، همی گوید: (وَ الکاظمینَ الغیظ و العافینَ عنِ الناسِ). ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت، وزیر دیگر که ضدّ او بود، گفت: «ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن. این، ملک را دشنام داد و ناسزا گفت). ملک را روی ازین سخن در هم آمد و گفت: «آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی، که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی و خردمندان گفته اند دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه انگیز.» می گویند دروغِ واقعی، آن است که عمدا موجب به اشتباه انداختن دیگران شود، یا به واسطه آن، اطلاعات یا معلوماتی نادرست به دیگری انتقال یابد، به طوری که موجب ضرر و گمراهی وی شود. همچنین دروغی که سبب سلب اعتبار از خود گوینده شود، در زمره دروغ های واقعی، یعنی دروغ های مذموم یا ناپسند قرار دارد. دروغ مصلحت آمیز، دروغی است که گفتنش ضرری به کسی نرساند، کسی را اغوا نکند و فریب ندهد و در کل مانع از بروز فتنه ای بشود؛ در ضمن چنین عنوان می شود که دروغ مصلحت آمیز باید به گونه ای بیان شود که در بطن آن راست باشد (البته که قضاوت و تصمیم گیری درباره این مورد آخر، بر عهده عقل سلیم و وجدانِ سالم هر فرد است)، اما در پسِ پرده انگیزه های گوناگونی که برشمرده بودیم، چه علت|ِ زمینه ای نهفته است که ما را وادار به دروغ گفتن می کند؟ ترس را می توان از مهم ترین علت های زمینه سازِ دروغگویی دانست، ترس از تنبیه و توبیخ، ترس از خوار شمرده شدن، ترس از رفتن آبرو و اعتبار، ترس از پیگرد قانونی، ترس از خارج شدن دیگران از حیطه تسلط مان، ترس از بی توجهی دیدن از دیگران، ترس از زیاد شدن توقع دیگران، ترس از مورد تعرض یا آسیب واقع شدن، ترس از طرد شدن از جمع دوستان، ترس از عواقب ناشی از نزاع با دیگران، ترس از شکستن دل دیگران و موارد دیگری از این دست. از میان این ترس های گوناگون، برخی مثبت بوده و ناشی از احتیاط هستند؛ احتیاطی عاقلانه که ا را وادار می کند به عواقب اعمال مان بیندیشیم و از این رو درباره رفتار، گفتار و کردارمان، زاویه ای محتاطانه در پیش بگیریم؛ مبادا دلی را بشکنیم، قلبی را برنجانیم، روز کسی را با رک گویی و صداقتی که با تعقل همراه نباشد، خراب کرده، باعث ضرر و زیان یا گمراهی کسی شویم و از خود سلب اعتبار کنیم؛ به این ترتیب، آنجا که در آغاز صبح، در پاسخ به احوالپرسی یک دوست، یک همکار، یا یک همسایه، با گشاده رویی می گوییم: «خوب خوبم، شُکر»، در حالی که از قضای روزگار، هفته پر دغدغه و پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته ایم. البته در این موارد قصدمان فریفتن دیگران نیست، بلکه دلمان نمی خواهد با بازگو کردن مشکلات مان، نشاط اول صبح را از دیگران بگیریم. انواع دیگری از ترس هم وجود دارند که منفی هستند و پیامد طبیعی رفتارهای غیرمسئولانه، غیرعاقلانه، غیرقانونی یا غیراخلاقی خود ما و ما را وادار می کنند به گفتن دروغ هایی زنجیروار. آیا امکانش هست که از چنین ترس هایی که ترس های منفی محسوب می شوند، رهایی یابیم؟ به بیانی دیگر، در اجتماع امروزی، چگونه می توان از دروغ گفتن که گاه، حتی توانمندی و استعدادی ویژه به شمار می آید، پرهیز کرد؟ راه حل، یک کلام است: «آینده نگری»؛ به قول شیخ اجل، سعدی شیرازی؛ «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد، دریغ سود ندارد و رفت کار از دست». جایی می خواندم: «انسان باید طوری زندگی کند که هیچ وقت احتیاج نداشته باشد چیزی از کسی پنهان کند». اگر چیزی برای پنهان کردن داشته باشیم، حاضر خواهیم شد برای آنکه همچنان در پسِ پرده باقی بماند، دروغ ببافیم و بسازیم. به همین دلیل است که توصیه می شود در زندگی، چنان رویه ای در پیش بگیریم که شب و روز برای مان یکسان باشد. این بدان معناست که آنچه می شود در تاریکی یا به عبارت دیگر، در پس پرده، انجام داد. باید طوری انجام دهیم که اگر در روشنایی یا پیش چشم دیگران هم انجام بگیرد، هراسان یا شرمسار نشویم: «دزد است که احتیاج به شب دارد اما فلان بازرگان که کسب حلال می کند، شب و روز برایش یکسان است.» و اما چنان که از حکایت سعدی – علیه الرحمه – هم برمی آید، راست گفتن، همیشه چاره کار نیست. شاید بتوان راست فتنه انگیز را هر سخن راستی دانست که گفتنش سبب فتنه، نفاق، خونریزی یا سوءاستفاده افراد شیاد و ریاکار شود؛ به طور کلی «صداقت تا حدی جایز است که حقوق فرد و اجتماع لطمه نبیند، وگرنه تبدیل به نوعی ساده لوحی می شود»؛ پس در هر شرایطی، باید ببینیم با چه کسی روبرو هستیم و در چه موقعیتی قرار داریم؛ چنان که می گویند: «جز راست نیاید گفت/ هر راست نشاید گفت». در پایان باید اشاره کرد که مقصود از راستی، فقط راستی گفتار نیست، بلکه راستی کردار، رفتار، افکار و پندار را هم دربر می گیرد؛ در واقع در اینجا معنای راستی، برخلاف واژه کجی است؛ یعنی پرهیز از هرگونه کج رفتاری، کج گفتاری، کج کرداری و کج فکری. در ریاضیات، کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه را خط راست می نامند. در زندگی هم ساده ترین و کوتاه ترین راه برای رسیدن به هدف های مد نظر، راه راست است. به جای آنکه قوه وهمیه خود را بیش از اندازه فعال کنیم تا راه حل هایی پیچیده به ما ارائه کند، گرفتارمان کند و به دردسرمان بیندازد، خوب است تلاش کنیم با کمک گرفتن از عقل سلیم و با چاشنی متعادلی از قوه وهمیه و با به کارگیری صفاتِ مثبتِ ناشی از تعادل آن، همچون هوشیاری، زیرکی، تدبیر، دقت، مهارت، فراست، ذکاوت و احتیاط؛ درباره رفتار، گفتار، کردار و حتی درباره افکارمان، نگرش و انتخابی را پیشه کنیم که از راستی به دور نباشد، از سوی دیگر، به حد ساده لوحی هم کشانده نشود که موجب ضرر و زحمت خودمان یا دیگران شود.بسنجیم که با چه کسانی نباید در گفتار یا در کردار، صادق بود، اما نه بدین معنا که خودمان از محور راستی خارج و دور شویم. برای دو هفته آینده، همراه هم، روزی دست کم یک بار پیش از انجام دادن یکی از کارهای مان، از خود بپرسیم: «آیا با انجام دادن آن،هزار ترس کوچک و بزرگ به دلم راه پیدا نمی کند؟ آیا نگران نمی شوم که مبادا کسی از آن باخبر شود؟ اگر دیر یا زود، کسی از آنچه اکنون انجام می دهم باخبر شود، آیا شرمنده نمی شوم؟ آیا آبرو و اعتبار و احترامم به خطر نمی افتد؟ آیا می توانم با آرامش خاطر کاری را که انجام دادنش مد نظرم است، روی کاغذی یادداشت کنم، بی آنکه بیم آن را داشته باشم که کسی یادداشت را بخواند...    

     

    افسردگی؛ بیماری شایع قرن

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:34 ب.ظ

     
    کسی که افسردگی را انکار کند، به دنبال درمان آن هم نخواهد بود و کسی که درمان نشود، اوضاعش بدتر و شدیدتر خواهد شد. نه به مهمانی می رود و نه هیچ کس را به خانه اش دعوت می کند. می گوید حوصله دیدن کسی را ندارد و به همین بهانه از زیر بار مهمانی رفتن و مهمان دعوت کردن فرار می کند. البته نه این که فکر کنید وقتی مهمان ندارد و در خانه تنهاست، خیلی به خودش می رسد یا خوش می گذراند، نه این خبرها هم نیست. وقتی کسی در خانه اش حضور ندارد، پخت و پز و آشپزخانه که بکلی تعطیل می شود و تمیز کردن خانه هم کاری غیر ضروری به نظرش می رسد. البته وای به روزی که بخواهد خانه را تمیز کند، آن وقت است که از سقف تا کف را می شوید و می سابد و همه جا را برق می اندازد. بعضی وقت ها هم هوس می کند غذایی بپزد و چیزی بخورد و باز آن وقت است که اگر جلویش را نگیرند، تا جایی که بتواند می خورد و انگار نه انگار که سیر شده است. چند وقتی است، هر کس او را می بیند متوجه تغییر رفتار و اخلاقش می شود؛ این روزها او همیشه می خواهد تنها بماند. انگیزه کافی برای انجام دادن کارهای معمول زندگی را ندارد و فکر می کند زندگی اش پوچ و بیهوده است، اعتماد به نفسش به شدت کاهش پیدا کرده و هیچ علاقه ای به انجام کارهای روزمره نشان نمی دهد. پزشکان می گویند افسرده شده است و از وسواس هم رنج می برد اما کسی این مشکل را باور نمی کند! افسردگی؛ اختلالی شایع ولی قابل درمان افسردگی یعنی چی؟ این حرف ها معنی ندارد. مگر ما نبودیم، این همه بلا سرمان آمده اما هنوز هم انگار نه انگار، زندگی می کنیم و برای خودمان خوشیم. این حرف کسانی است که فکر می کنند افسردگی بیماری نیست و برای همین هم تا جایی که بتوانند آن را انکار می کنند. نتیجه اش هم طبیعی است، کسی که افسردگی را انکار کند، به دنبال درمان آن هم نخواهد بود و کسی که درمان نشود، اوضاعش بدتر و شدیدتر خواهد شد. خوب یا بد، هنوز هم خیلی ها چنین طرز فکری دارند و آن طور که باید و شاید به اختلالات روحی و روانی اهمیت نمی دهند. به غیر از این گروه، عده ای هم هستند که می خواهند درمان شوند ولی نگران حرف مردم هستند! این گروه می ترسند انگ بیمار روانی به آنها بخورد و برای همین اصلا دور و بر مطب روانپزشک و روانشناس هم پیدای شان نمی شود. با این توضیحات انتظاری هم نمی رود غیر از این که شرایط زندگی چنین افرادی به کلی دگرگون شود چون اختلالات روحی، روانی فقط اوضاع روحی فرد را تغییر نمی دهد و برعکس، می تواند کل زندگی او را دستخوش تغییر کند. بنا بر تعریفی که متخصصان از این اختلالات ارائه می کنند هر نوع مشکلی که باعث تغییر افکار، احساسات یا رفتار انسان شود و عملکرد او را در زمینه های مختلف شغلی، خانوادگی و اجتماعی کاهش دهد به عنوان اختلالات روانی شناخته می شود و حتما باید به کمک متخصصان درمان شود. پس اگر یکی از اعضای خانواده شما هم چنین حس و حالی پیدا کرده، او را نه سرزنش کنید و نه تنهایش بگذارید، بلکه باید بیش از پیش همراهش شوید و کمکش کنید تا هر چه زودتر بهبود پیدا کند. دوست ندارم کاری انجام بدهم... هر روز صبح که از خواب بیدار می شود، احساس می کند هیچ امید و انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارد. اصلا دلش نمی خواهد چشم هایش را باز کند، دوست ندارد نفس بکشد و از این که باید روز دیگری را شروع کند، ناراحت می شود. همسرش فکر می کند او قدر زندگی را نمی داند و فرزندانش هم نمی توانند حرف های او را درک کنند. چند وقتی است که خانه را تمیز نکرده، لباس های بچه ها را نشسته و غذایی برای آنها نپخته، این کارها همسرش را ناراحت کرده اما مرد نمی داند مشکل چیست و چه کاری از دست او ساخته است. اول با همسرش بحث می کند، بحث ها که نتیجه ای نمی دهد به قهر و دعوا روی می آورد و دعواها هم کارگر نمی افتد، تصمیم می گیرد از او جدا شود. البته جدا شدن اول فقط در حد حرف است اما کم کم موضوع جدی می شود و دیگر هیچ راهی باقی نمی ماند به غیر از جدایی. در صورتی که از همان روزهای اول هم می شد راه دیگری را انتخاب کرد؛ می شد به جای بحث با زن که دچار افسردگی شده بود، همراهی کرد و به جای دعوا و مشاجره از متخصصان کمک گرفت. این خانواده راه را اشتباه رفتند چون نشانه های افسردگی را نمی شناختند و با روش برخورد و برطرف کردنش آشنا نبودند. به گفته روانپزشکان و روانشناسان، افسردگی علائم مختلفی دارد که احساس ناراحتی همیشگی، ناامیدی، بدبینی، بی خوابی، به هم خوردن شرایط خواب و اشتها، احساس گناه، بی انگیزگی و در نهایت افکار خودکشی یا صدمه رساندن به خود از جمله آنهاست. البته اگر از همان مراحل اولیه علائم را بشناسید و به فکر درمان شان باشید، مشکل زیادی هم در این باره نخواهید داشت و همه چیز به موقع حل می شود اما اگر دیر به فکر بیفتید، علائم پیشرفت می کند و بیماری شدیدتر و حادتر می شود. تنهایش نگذارید کم نیستند کسانی که در طول زندگی شان دچار افسردگی شده اند یا در آینده ممکن است آن را تجربه کنند. یادمان باشد افسردگی خیلی هم عجیب و غریب نیست و این روزها خیلی ها را درگیر کرده اما به نظر می رسد تعداد کسانی که آن را پذیرفته اند و به موقع به پزشک مراجعه کرده اند، کمتر از کسانی است که فقط آن را انکار کرده اند. پس برای همه ما ممکن است شرایطی پیش بیاید که چند وقتی غمگین شویم، انگیزه نداشته باشیم یا نتوانیم به کارهای معمول مان برسیم. البته درست است که در این مواقع باید به فکر کمک های تخصصی باشیم و مشکل مان را به درستی درمان کنیم اما کمک اطرافیان، بخصوص اعضای خانواده هم در روند بهبود افسردگی می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد. پس اگر یکی از اعضای خانواده شما هم با این مشکل روبروست: * به حرف هایش گوش کنید. شخصی که دچار افسردگی می شود، شاید ترجیح دهد سکوت کند اما بعضی وقت ها هم دوست دارد با کسی حرف هایش را در میان بگذارد و در این مواقع است که باید بنشینید و با آرامش به حرف هایش گوش دهید. البته یادتان باشد هیچ وقت رازهای او را با شخص دیگری مطرح نکنید و اجازه دهید همیشه به شما اعتماد داشته باشد. * به او توصیه کنید ورزش کند. کسی که افسرده است، خیلی هم دوست ندارد به ورزش یا برنامه های تفریحی بپردازد اما شما باید سعی کنید او را به این کار تشویق کرده و به کمک ورزش، روحیه اش را بهبود بخشید. مثلا می توانیم بعدازظهرها یا شب ها بعد از شام همه با هم به ی پیاده روی ساده و کوتاه مدت خانوادگی بروید و از او هم بخواهید با شما همراه شود. شاید در روزهای اول، تغییر خاصی را حس نکنید اما مطمئن باشید اوضاع کم کم بهتر می شود. * استرس زندگی اش را کاهش دهید. حداقل در این روزها که افسرده است و با ناراحتی دست و پنجه نرم می کند، سعی کنید اخبار و موضوعات استرس زا و ناراحت کننده را کمتر به او برسانید. یادتان باشد او هر چه بیشتر بتواند در آرامش زندگی کند و خیالش راحت باشد، افسردگی اش هم بهتر و زودتر برطرف خواهد شد. * حامی اش باشید. کسی که افسرده می شود باید مطمئن باشد تنها نیست و کسی را دارد که دوستش داشته باشد و به او اهمیت دهد. کسی که بتواند با او حرف بزند و درد دل کند. البته بدون این که قضاوتی درباره اش بشود. پس تا جایی که برای تان امکان دارد، سعی کنید همراهش باشید و او را تنها نگذارید؛ البته بدون قضاوت و پیشداوری. * او را مجبور نکنید خودش را شاد و سرحال نشان دهد. باید قبول کنید فردی که افسرده می شود، نمی تواند شاد باشد و به موضوعات مثبت زندگی توجه کند. پس بیهوده از او نخواهید از زندگی اش لذت ببرد، بخندد یا شاد باشد چون انجام دادن این کارها برای کسی که درمان نشده، تقریبا محال است و چنین درخواستی باعث می شود او احساس کند شما شرایطش را نپذیرفته اید. پس یادتان باشد چنین درخواستی نه تنها فایده ای ندارد که حتی می تواند او را از شما دورتر و افسردگی اش را تشدید کند. * از او بخواهید به متخصص مراجعه کند. شخصی که دچار افسردگی می شود، نمی تواند به راحتی در مورد مراجعه به پزشک و کمک گرفتن از او تصمیم بگیرد. پس شاید بد نباشد شما از او بخواهید یا حتی برایش وقت بگیرید و او را تشویق کنید به روانپزشک یا روانشناس مراجعه کند. روانپزشک یا روانشناس؟ وقتی حرف افسردگی و درمان آن به میان می آید، خیلی ها از خودشان می پرسند برای برطرف شدن علائم باید به روانپزشک مراجعه کرد یا روانشناس؟ البته بگذریم از کسانی که کمک گرفتن از متخصصان را جدی به حساب نمی آورند و کاری به این کارها ندارند. میان کسانی که در دسته اول هستند و می خواهند از کمک متخصصان استفاده کنند هم اختلاف نظری در این مورد وجود دارد؛ عده ای می گویند فقط باید به روانشناسان مراجعه کرد و برخی هم مشورت با روانپزشکان را توصیه می کنند. با این حال، می گویند در صورتی که برای درمان افسردگی به دارو نیاز داشته باشید، حتما باید از کمک روانپزشکان استفاده کنید و اگر افسردگی خفیف است و بدون نیاز به دارو برطرف می شود، روانشناسان می توانند به شما کمک کنند. اگر هم نمی دانید شما در چه وضعی هستید و دارو می خواهید یا نه، بهتر است اول سراغ یکی از روانشناسان یا روانپزشکان بروید تا اگر لازم بود آنها شما را به همکاران شان ارجاع دهند. دارو معجزه نمی کند می گفتند افسرده شده است. دکتر چند جور داروی مختلف برایش تجویز کرد و ما هم بر اساس دستور دکتر، داروها را به او دادیم اما انگار نه انگار؛ خبری از خوب شدن نبود که نبود. برای همین هم تصمیم گرفتیم داروها را بریزیم دور و از او بخواهیم خودش کمک کند تا زودتر خوب شود. تعجب نکنید؛ هستند کسانی که فکر می کنند داروهایی که برای درمان افسردگی، وسواس یا دیگر اختلالات روحی تجویز می شود، باید مانند مسکن ها عمل کند؛ یعنی همین که فرد آن را می خورد، علائم باید برطرف شود و فرد افسرده هم بشود مثل یک آدم سالم که هیچ وقت افسرده نبوده است. پس هر وقت که علائم افسردگی را در یکی از اعضای خانواده تان دیدید و برای درمانش اقدام کردید، منتظر بمانید تا استفاده از داروها به تدریج جواب بدهد. در ضمن یادتان باشد اعضای خانواده نقش مهمی در مصرف صحیح داروها دارند و زمانی که فرد افسرده یادش می رود یا دوست ندارد داروهایش را بخورد، خانواده باید به او کمک کند. بچه دار شده اما ناراحت است بچه اش به دنیا آمده و همه خوشحال هستند. خودش اما خیلی حوصله ندارد و از تولد فرزندش آنطور که باید و شاید خوشحال نیست؛ البته می گوید خوشحالم، اما خوشحالی اش با بقیه فرق دارد. وقتی از او می پرسیم چه اتفاقی افتاده، می گوید انگار یک پرده سفید جلوی چشم هایش را گرفته و همیشه از پشت آن پرده یا از پشت ابری گرفته باید به دنیای اطرافش نگاه کند. هیچ کس حرف هایش را نمی فهمد. مادرش می گوید قدیم ترها این حرف ها معنی نداشت و برای همین هم حاضر نیست قبول کند دخترش افسردگی دارد. همسرش هم ناراحت است اما نمی داند چطور می تواند به او کمک کند. اگر شما هم چنین تجربه ای دارید، یادتان باشد فرقی نمی کند برای اولین بار مادر شده اید یا تجربه زایمان و بچه دار شدن را داشته اید چون در هر صورت ممکن است روزها و هفته های اول پس از تولد فرزندتان چنین احساسی را داشته باشید.  البته آن طور که متخصصان می گویند چنین احساساتی می تواند طیف وسیعی داشته باشد؛ به طوری که بعضی ها غمی جزیی و کوتاه مدت را احساس می کنند و عده ای هم دچار افسردگی های شدید و طولانی می شوند؛ البته نکته جالب این است که تقریبا 80 درصد خانم ها پس از زایمان چنین حسی را تجربه می کنند و همین موضوع نشان می دهد، افسردگی بعد از زایمان مشکلی شایع است. * اما اگر کسی را در اطرافیان خود می شناسید که به تازگی زایمان کرده و چنین حسی دارد: سعی کنید تا می توانید در انجام کارهای خانه و رسیدگی به نوزاد کمکش کنید. همچنین حواس تان به خواب و تغذیه او نیز باشد تا با مصرف غذاهای تازه و مقوی و استراحت کافی، بتواند وضع بهتری پیدا کند. * اگر به تازگی پدر شده اید: افسردگی پس از زایمان مشکلی متداول است اما این موضوع چیزی از وظیفه همسر کم نمی کند. آقایانی که به تازگی پدر شده اند، باید پس از تولد نوزاد شرایط همسرشان را درک کنند و تا جایی که می توانند در انجام دادن مسئولیت های خانه با او همراه شوند. در ضمن خوب است بیش از پیش به او ابراز علاقه کنید و طوری نشان دهید که همسرتان احساس کند به او توجه دارید و از او حمایت می کنید. هر وقت همسرتان به کمک نیاز دارد نیز حاضر باشید و بگذارید در طول روز چند دقیقه ای با شما صحبت کند و حرف هایش را به راحتی با شما در میان بگذارد. * مادرها هم باید مراقب باشند: قبل از هر چیزی باید یادتان باشد، افسردگی پس از زایمان مشکلی شایع است که خیلی ها ممکن است آن را تجربه کنند. پس بی دلیل خودتان را سرزنش نکنید و هر چه زودتر به فکر درمان باشید. البته اگر چنین احساساتی برای مدتی بیش از یکی دو هفته ادامه پیدا کرد، حتما به پزشک مراجعه کنید و از او کمک بگیرید تا وضع شما هر چه زودتر بهبود یابد. از طرف دیگر، سعی کنید شرایط جدید زندگی خود را بپذیرید و آن را بیهوده انکار نکنید. شما حالا مادر شده اید و باید قبول کنید شرایط فیزیکی، روحی، شخصی، مالی، مسئولیت هایی که داشتید، فرصت آزادی که برای خودتان می گذاشتید و ده ها موضوع دیگر تغییر کرده و شکل جدیدی به خودش گرفته است، پس آنها را ببینید و به جای انکار، بپذیرید.---برترینها    

     

    چرا آلزایمر بیشتر به سراغ مادر بزرگ ها می‌رود؟

    چهارشنبه 25 فروردین 1395 02:34 ب.ظ

     
    پژوهشگران به تازگی دریافته‌اند متفاوت بودن سیم‌کشی مغز زنان با مردان عامل اصلی مستعد بودن زنان در ابتلا به بیماری آلزایمر نسبت به مردان است. گفتنی است، بر اساس پژوهش ها نوع ساختار مغز زنان باعث ابتلای بیشتر آنها به بیماری آلزایمر می شود. بررسی‌ها نشان می‌دهند، این یافته‌ها حاصل تحقیقات پژوهشگران دانشگاه فاینانگ کشور سنگاپور است. پژوهشگران بر این اساس امیدوار هستند، بتوانند نسل جدیدی از داروهای ضد بیماری آلزایمر را تولید کنند که برای زنان نیز موثر باشد. داروی پیشنهادی دانشگاه سنگاپور با ایجاد یک غلاف محافظ بین سلول های عصبی مغز مانع از نابودی ارتباط بین آنها می‌شود. کارشناسان با مطالعه مغز افراد متوفی در اثر بیماری آلزایمر دریافته‌اند نوعی پروتئین در مغز آنها از بین رفته و همینطور ارتباط بین سلول‌های عصبی مغزی نابود شده است. پزشکان در عین حال هشدار می‌دهند زنان نیاز به درمان سریعتری برای مقابله با آلزایمر دارند، زیرا عوارض و مشکلات شناختی در آنها بیشتر است. بر اساس آمارها در سال 2050 میزان مبتلایان به بیماری آلزایمر به سه برابر میزان فعلی در سطح جهانی خواهد رسید و در نتیجه نیاز فوری به شناخت مکانیسم های درمانی برای جلوگیری از زوال عقل ضروری است. بر اساس تحقیقات منتشر شده در کنفرانس سالانه انجمن آلزایمر در واشنگتن ایالات متحده حدود دو سوم از افراد مسن مبتلا به آلزایمر در جهان زنان هستند. مشکل اصلی ایجاد اختلال در ماده سفید مغز است که باید ارتباط بین نرون‌های مختلف را بر قرار کند. بهبود سبک زندگی، انجام ورزش‌، دوری از استعمال دخانیات، رژیم غذایی سالم و فعال نگه داشتن مغز از جمله راهکارهای مبارزه با بیماری آلزایمر است. -منبع دیلی میل

     

    تعداد کل صفحات ( 7 ) 1 2 3 4 5 6 7